پلیس مکزیک علت آتشسوزی مهدکودکی را که سبب مرگ 44 خردسال شد، اعلام کرد.
به گزارش رویترز، پلیس مکزیک اعلام کرد تحقیقات گسترده نشان داده که علت آتشسوزی گسترده مهدکودکی دولتی که 44 کشته به جا گذاشت آتش گرفتن دستگاه تهویه هوا بوده است.[مقامات مکزیک با دریافت این اطلاعات در تلاش هستند تا فرد و یا افرادی که ممکن است در قبال این موضوع مسئولیت داشته باشند را مورد مواخذه قرار دهد.
یکی از کارشناسانی که روی علت این آتشسوزی تحقیق میکرد اعلام کرد که استفاده بیش از حد دستگاه تهویه هوا در این مرکز سبب گرم شدن بیش از حد سیمها و در نهایت اتصالی آن شده است.
شدت و گسترگی این آتشسوزی سبب شد تا ماموران آتشنشانی برای نجات کودکان که بیشتر آنها نوزدان و نوپاها بودند اقدام به سوراخ کردن دیوارها کنند که با وجود این تلاشها سانحه غمانگیز فوق تلفات بالایی به جا گذاشت.
يك مسافر زن ايتاليايي كه از پرواز 447 برزيل- فرانسه جا مانده بود در يك حادثه رانندگي جان خود را از دست داد
به گزارش همشهريآنلاين به نقل از خبرگزاري فارس روزنامه انگليسي "تايمز " ضمن اشاره به سقوط هواپيماي يادشده در اقيانوس اطلس نوشت:
"يوهانا گانتالر " مسافر ايتاليايي پرواز 447 هواپيمايي فرانسه براي تعطيلات به همراه همسرش به برزيل رفته بود كه به دلايلي موفق نشد خود را به اين پرواز برساند.[]
وي به خيال خود از مرگ جان سالم به در برد ولي ديگر خبر نداشت كه مرگ در كمين وي نشسته است.
بنا بر اين گزارش، چند روزي از شادماني يوهانا گانتالر به علت از دست دادن اين پرواز نگذشت كه وي در يك حادثه رانندگي جان خود را از دست داد
جسد 41 سرنشین هواپیمای خطوط ایرفرانس تاکنون از آبهای اقیانوس اطلس گرفته شده است.
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از منابع خبری اعلام کرد، تاکنون جعبه سیاه این هواپیما پیدا نشده اما نیروهای تجسس حدود صد تکه از قطعات و انواع وسائل لاشه هواپیما را پیدا کردهاند. آخرین آمار اعلام شده درباره اجساد پیدا شده هواپیما، در روز سه شنبه 19 خرداد به 28 جسد رسیده بود.
هواپیمای ایرباس آ 330 فرانسه با 230 سرنشین، سی و یکم ژوئیه برفراز آبهای اقیانوس اطلس ناپدید شد.


فرانسه و برزيل برای جعبه سیاه این هواپیما زیردریایی و نيرو به منطقه فرستاده است.
خلبان يکي از پروازهاي خطوط هوايي کانتيننتال در مسير بروکسل - نيويورک در حين پرواز جان خود را از دست داد
خبرگزاري فرانسه افزود: دو کمک خلبان اين هواپيما موفق شدند اين هواپيما را صحيح و سالم به زمين بنشانند.
فرود اضطراري اين هواپيما در فرودگاه نيو آرک شهر نيويورک صورت گرفت.
دويست و چهل و هفت مسافر توسط اين هواپيماي بوئينگ هفتصد و هفتاد و هفت از بروکسل عازم نيويورک بودند.

اين خلبان که در طول بيست و يک سال گذشته براي اين شرکت هواپيمايي فعاليت ميکرد در سن 61 سالگي درگذشت
"هیک وستر" زیست شناس آلمانی که از سالها قبل رفتار این پستانداران دریایی را در دریاهای نروژ مطالعه می کند کشف کرد که نهنگها هر یک برای خود اسمی دارند و یکدیگر را به اسم صدا می زنند.
این محقق در این خصوص اظهار داشت: "می توانیم بگوییم لحن و آهنگ آوازهای نهنگهای قاتل و نهنگهای دلفینی با یکدیگر متفاوت است. این پستانداران دریایی از یک سیستم ارتباطی بسیار شگفت انگیز برخوردارند. آنها اطلاعات بسیاری دقیقی را با هم تبادل می کنند. برای مثال یک نهنگ می تواند به دوستان خود بگوید: شما از طرف راست به شاه ماهی حمله کنید و من از طرف چپ این کار را می کنم."
براساس گزارش آنسا، گروههای نهنگها از نظر گویشی نیز با هم متفاوت هستند. به طوری که گویش هر خانواده با خانواده دیگر متفاوت است یعنی وقتی چند گروه در کنار هم هستند، نهنگها برای اینکه همدیگر را گم نکنند صداهای متفاوتی تولید می کنند. نهنگهای قاتل حداکثر 17 صدای مختلف دارند که از این آوازها برای تشخیص دادن اعضای گروه خود استفاده می کنند.
برنده انتخابات منم(بهشت را به بها دهند نه به بهانه)
ام آخر و نهایت این انتخابات چیست؟چه چیزی باید نصیب من وتو در پایان بشود؟پاسخها گوناگون است،
یکی می گوید سهم تو یک رئیس جمهور است.
دیگری می گوید سهم تو همین مشارکت است.
و...
اما من صریح می گویم به کم قانع نیستم .من اصلا آدمی اهل معامله و تجارت هستم.آنهم سود آور وهنگفت.میدانی من در مقابل یک رایکه درصندوق می اندازم انتظارم فقط بهشت است،بهشت!
إِنَّ الَّذِینَ یَتْلُونَ كِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِیَةً یَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ
به یقین كسانى كه كتاب خدا را تلاوت مىكنند و نماز برپا داشته و از آنچه به ایشان روزى دادهایم در نهان و آشكار انفاق كردهاند، به تجارتى امید بستهاند كه هرگز زوال نمىپذیرد
امابهشت را به بها دهند نه به بهانه.عالمان وعارفان برای خودسازی و انسان شدن هزاران تلاش ورنج کشیده اند.آنها در طول یک روز مراقب تک تک کلمات خویش بودند زیرا این آیه قرآن کریم آویزه قلبشان بودکه:
هیچ سخنى را بر زبان نمىآورد جز آنكه در نزد او فرشته مراقب حاضر و آمادهاى (براى نوشتن) است
حال بسنج در این ایام روزانه چند هزار بار هیزم بسوی جهنم فرستاده ای یادسته دسته ودامن دامن گل وریحانبه بهشت خویش روانه کرده ای!
آری ،مومن درهرگامی که بر می داردبسوی بهشت می رود.بنا براین من بهشتم را به جهنم تبدیل نمی کنم. تو نیز مراقب باش سیلاب پیامک ها این روزها راهی دریای نور نمی شود بلکه رو به گنداب گناه و تاریکی دارد. شایدهم اکنون برایت پیامکی رسیدوخندیدی ،عجله نکن !سریع برای دیگران نفرست !سریع آن را از صفحه روزگار گوشی ات پاک کن.والا شیطان اینقدر وسوسه ات می کند تا بلغزی و بفرستی.می دانی برنده و بتزنده انتخابات کیست؟اگر می تنها برنده تو باشی از حپیامبر به حضرت علی ضرت علی (علیه السلام) بیاموز:وفی وصیة النبی صلى الله علیه وآله لعلی علیه السلام قال: یا علی أفضل الجهاد من أصبح لا یهم بظلم أحد، یا علی من خاف الناس لسانه فهو من أهل النار، یا علی شر الناس من أكرمه الناس اتقاء شره وأذى فحشه، یا علی شر الناس من باع آخرته بدنیاه وشر منه من باع آخرته بدنیا غیره.
الکافی 2/327
ترجمه:پیامبر به حضرت علی فرمود .یاعلی برترین جهاد آن است که انسان صبح را آغاز کند در حالیکه قصد ظلم کردن به کسی را نداشته باشد.یاعلی کسی که مردم از زبان او بترسنداهل آتش است.یاعلی بدترین مردم کسی است که مردم ازترس اذیت و ناسزاگویی به او احترام کنند. یا علی بدترین مردم کسی است کهآخرتش را به دنیا فروخت.وبسیار بدتر ازاو کسی است کهآخرتش را برای دنیای دیگری فروخت.
بکوشیم در صحنه انتخابات بهشتمان را تبدیل به جهنم نکنیم.
چند شبی این ماجرا ادامه داشت و هنوز موفق به گرفتن رضایت نشده بودیم، از هر حربه ای استفاده می کردیم، از مسائل اسلامی گرفته و تا مسائل عاطفی و خلاصه تهدید و ...
از اون طرف هم بعضی از بچه ها که رضایت نامه گرفته بودن و ثبت نام کرده بودن ما رو بیشتر ترغیب می کرد تا تلاش کنیم، با هر بدبختی بود رضایت گرفتیم، با اعتصاب غذا، شروع به خواندن نماز اول وقت و تعریف خاطراتی که فلانی رو نگذاشتن بره جبهه صبح دیدن توی رختخواب مرده و یا فلانی خانواده اش مخالفت کردن بره فرداش تصادف کرده و مرده و ...
حالا با خوشحالی و رضایت نامه به دست رفتیم ثبت نام توی مسجد حضرت امیر . با کمال تعجب مسئول ثبت نام گفت شرمنده شما سن و سالت کمه و ما نمی توانیم اسمتو بنویسیم، خیلی حالمون گرفته شد و شروع کردیم به التماس و خواهش .هر کاری کردیم نشد، انگاری یارو پاشو کرده بود توی یه کفش و اصلاً حرفمون هم گوش نمی داد، مجتبی شرایط بهتری داشت هم هیکلش بزرگتر بود و هم یکبار اعزام شده بود منطقه اما با رفتن من به خاطر کوچک بودن جثه ام مخالف بودن. حتی متولدین سال 1346 رو هم دیدم که ثبت نام کردن ولی طرف هیکلی بود، غم دنیا روی دلم نشسته بود و نمی دونستم چکار کنم، کار به جایی رسیده بود که بعد از نماز مغرب ساعتها التماس می کردم و چونه می زدم اما کارساز نبود دیگه داشت زمان اعزام نزدیک می شد، اون موقع من 16 سال داشتم، یک شب به اعزام نیروها نمی دونم چی شد، فقط دیدم بعد از کمی التماس و با چاشنی گریه اسم من هم در لیست رزمندگان اعزامی ثبت شد، و قرار شد پدر و مادرم حضوری رضایت خودشون را اعلام کنند، که نیازی هم به اون نشد.
سید قاسم ساداتی
کلمه جادويي که شما را به همه آرزو هايتان ميرساند
( خ-و-ا-س-ت-ن ) است . . .
افسوس که جواني المثني ندارد . . .
.
بزرگ ترين اقياوس جهان (آرام) است ، پس آرام باش تا (بزرگ) باشي . . .
.
خدايا ، چه گم کرد آنکه تو را يافت ، و چه يافت آنکه تو را گم کرد . . .
همه روياهاي ما ميتواند محقق شوند ، اگر ما شجاعت دنبال کردن آن ها را داشته باشيم
هميشه سخت ترين سيلي را از کسي ميخوري که روزي بهترين نوازشگرت بود . . .
.
آتش فرياد را با آب سکوت خاموش کن . . .
آن که ميخواهد روزي پرواز عشق را تجربه کند ، نخست بايد روي پاي خود ايستادن
را بياموزد ، پرواز را که با پرواز آغاز نميکنند. . .
باران باش و ببار ، نپرس پياله هاي خالي از آن کيست . . .
زندگي جدولي است که هر کس در صدد حل آن بر آيد ، جايزه اش مرگ است . . .
خليل ساعي دقايقي پيش در گفتوگو با خبرنگار فارس در تبريز اظهار داشت: ظاهراً قطار باري كه از سمت تهران به تبريز در حال حركت بوده است پس از ورود به تونل خراسانك در حوالي هشترود تعدادي از واگنهايش جدا شده و روي ريل باقي ميماند كه منجر به بروز حادثه ميشود.
وي افزود: ساعتي بعد قطار مسافربري تبريز به سمت تهران پس از ورود به تونل متوجه واگنهاي روي ريل ميشود اما تا اقدام به گرفتن ترمز و توقف قطار كند مدت زماني طول ميكشد كه متأسفانه در اين حين با واگنهاي مذكور برخورد كرده و حادثه فوق را بوجود ميآرود.
ساعي گفت: خوشبختانه اين حادثه كشته نداشته اما 40 نفر از مسافران دچار سانحه شدند كه حال همگي آنها تقريباً خوب است كه از طريق اورژانس به مراكز درماني منتقل شدند.
دبير ستاد حوادث غيرمترقبه آذربايجان شرقي افزود: مسافران ديگر اين قطار از طريق اتوبوسهاي تهيه شده به مقصد خود هدايت شدند.
ساعي گفت: اين حادثه در حدود ساعت 20 امشب در تونل خراسانك حوالي هشترود اتفاق افتاده است.
وي اظهار داشت: فرماندار هشترود، مسئولان انتظامي، هلالاحمر و اورژانس پس از حادثه بلافاصله در محل حضور يافتند.
براساس اين گزارش با بروز اين حادثه در حال حاضر اين مسير كه شامل خطآهن تبريز به تهران ميشود مسدود است.
مرتضی تمدن اظهار داشت: متاسفانه برخی حامیان افراطی میرحسین موسوی روز گذشته در پایان راهپیمایی بدون مجوز خود با سلاح گرم و سرد به برخی مراکز دولتی، انتظامی و نظامی حمله کرده و باعث کشته شدن 7نفر و زخمی شدن 29 نفر و وارد شدن دهها میلیون تومان خسارت به اموال عمومی شدند.
به گزارش خبرگزاری فارس، مرتضی تمدن استاندار تهران اظهار داشت: راهپیمایی غیرقانونی حامیان موسوی با کشته شدن 7 نفر و زخمی شدن 29 نفر و دهها میلیون تومان خسارت به اموال عمومی به پایان رسید.
وی گفت: همانگونه که قبل از انجام راهپیمایی غیر قانونی دیروز هشدار داده بودیم عواقب و تبعات حوادث رخ داده بر عهده کسانی است که نمیخواهند چارچوبهای قانونی را برای اعتراضات خود انتخاب کنند و با روشهای غیر قانونی باعث اغتشاش و ناامنی شدند.
تمدن با اشاره به حوادث روز گذشته که در پایان راهپیمایی غیر قانونی در تهران صورت گرفت، یادآور شد در اثر رفتارهای خشونتآمیز دیروز 36 کشته و زخمی و میلیونها تومان خسارت به اموال عمومی و باعث به آتش کشیدن دهها خودرو و سه دستگاه آمبولانس شد.
به گزارش فارس، در اين مدت آتشنشانان عمليات امداد و نجات را در 63 مورد حادثه افتادن درخت، 22 حادثه آسانسور، 13 حادثه گير كردن حلقه انگشتري در انگشت، 8 حادثه نشت آب و چندين حادثه ديگر از جمله حوادث رانندگي انجام دادند و موفق شدند 69 نفر از شهروندان را كه گرفتار حادثه شده بودند، نجات دهند.
در 48 ساعت گذشته 19 واحد مسكوني، 19 دستگاه وسيله نقليه، 5 فروشگاه، 5 پست برق و چندين مورد ديگر با آتشسوزي روبهرو شدند كه با حضور به موقع آتشنشانان همه آتشسوزيها مهار و كاملاً خاموش شد.
در اين مدت 2 هزار و 184 آتشنشان با به كارگيري 698 دستگاه خودروي ايمني و نجات 160 ساعت عمليات خاموش كردن آتشسوزي و امداد و نجات را انجام دادند.
در جريان حوادث 48 ساعت گذشته يك نفر از شهروندان جان باخت و 20 نفر آسيب ديدند.
به گزارش شبكه خبر به نقل از خبرگزاری شین هوا ، بنا بر اعلام مرکز امداد رسانی حوادث در شرق استان آنهویی در این حادثه 21 نفر به علت سقوط درخت ، ریزش سقف و یا غرق کشتی جان باختند؛ این در حالی است که در این حادثه چهار نفر مفقود و 215 تن نیز زخمی شدند.
اداره امور شهری در مرکز استان هنان نیز با اشاره به کشته شدن چهار نفر دیگر شمار کل قربانیان این حادثه را در این استان 24 نفر اعلام کرد.
وزش توفان موجب قطع برق این شهر و بسیاری از شهرها و روستاهای دیگر شد.
توفان همچنین بیش از پانزده هزار واحد مسکونی را ویران و به بیش از 90 هزار واحد دیگر خسارت وارد. حدود هفت هزار نفر نیز آواره شدند.
More bodies have been recovered from the Atlantic in the area where a French jet disappeared last week, bringing the total number to 17, officials say. Dozens of pieces of debris from the Air France plane were also picked up by Brazilian and French ships. They were found some 1,000km (600 miles) north-east of Brazil's Fernando de Noronha islands where the Airbus disappeared with 228 people. Meanwhile, the investigation is looking into faulty speed sensors on the plane. Brazilian and French ships recovered 15 bodies on Sunday - six days after the crash. Two bodies had been retrieved on Saturday. Brazilian officials say four of the bodies are of men and four are of women. There is no word on the others. | |
همچنین نخستین کشتی نیروی دریایی ارتش برزیل برای جمع آوری و بررسی بقایای هواپیمای سقوط کرده ایر فرانس در اقیانوس اطلس بامداد امروز به منطقه سقوط این هواپیما رسید.
پیشتر "جرج آمارال" سخنگوی گروه تحقیق برزیلی از پیدا شدن بخشی از لاشه هواپیمای گم شده فرانسوی در 650 کیلومتری شمال شرق برزیل خبر داده بود.
هواپیمای گم شده که 228 مسافر از جمله دو آمریکایی و مسافرانی از 30 کشور جهان در آن حضور داشته اند، یکشنبه گذشته در راه خود از "ریو دوژانیرو" به سمت" پاریس" از صفحه رادار گم شد و تاکنون اثری از آن یا مسافران آن یافت نشده است.
این در حالی است که یک گروه تحقیق برزیلی در حال بررسی ساحل شمال شرقی برزیل در هزار و پانصد کیلومتری ریو دو ژانیرو هستند و گروه تحقیق فرانسوی در سواحل آفریقا آن را جستجو می کنند. بیشتر مسافران هواپیمای گم شده برزیلی و فرانسوی هستند.
بر اساس این گزارش نیروی دریایی ارتش برزیل همچنین اعلام کرد سه کشتی عملیاتی دیگر طی دو روز آینده به محل اعزام خواهند شد.
عصر ایران- باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، امروز پنج شنبه پیش از سخنرانی در دانشگاه قاهره از مسجد «سلطان حسن» بازدید کرد.
به گزارش عصر ایران (asriran.com) اوباما که برای ایراد یک سخنرانی درباره جهان اسلام به مصر سفر کرده است امروز پیش از حضور در دانشگاه قاهره به مدت نیم ساعت همراه با هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا از مسجد قدیمی «سلطان حسن» در شهر قاهره دیدن کرد.
حسنی مبارک، رئیس جمهور مصر و خانم «ایمان عبدالفتاح»، یک تبعه آمریکایی – مصری، رئیس جمهور و وزیر خارجه آمریکا را در جریان این بازدید همراهی می کردند. کلینتون در طول بازدید از این مسجد یک روسری بر سر کرده بود.
گفتنی است مسجد سلطان حسن در سال ۷۶۲ هجری قمری برابر با سال ۱۳۶۱ پس از میلاد مسیح در شهر قاهره ساخته شده است.
در این مسجد چهار اتاق بزرگ طاق دار وجود دارند که به حیاط اندرونی باز میشوند و از آنها همچون شبستان و جایگاه موعظه استفاده میشود و نیز مدرسه ها و حجره های طلاب علوم و آرامگاه سلطان. ابعاد اصلی این مسجد ۱۵۰ در ۶۸ متر است.









به گزارش خبرنگار «تابناک»، اين انفجارها ظاهرا به داستان کهنه خنثيسازي ميادين مين پيرامون خرمشهر مربوط ميشود.
همچنين در حالي که در آستانه روز حساس انتخابات هستيم، با بيتوجهي محض سلامت رواني و جسمي مردم خرمشهر، بار ديگر انفجارهاي مهيب، خاطر مردم رنجکشيده اين شهر را آزرده ساخت و نشان داد مسئولان مربوطه بدون هيچگونه وقعي اصرار دارند که اين روند جنونآميز را همراه با انفجارهاي بسيار شديد ادامه دهند، در حالي که ميتوانند در اندازههاي کمتر، مهمات جمعآوريشده را منهدم کنند.
گفتني است، مردم خرمشهر با محکوم کردن اين کار، خواستار پايان يافتن انفجارهاي پرقدرت در اطراف اين شهر شدند.
عبدالله کوچک با ارسال یاداشتی به آینده نوشته است:
آدلف هیتلر در زندگی نامه ی خودش، ماموریت منMein Kampf ، نوشته است که یک دروغ باید بارها و بارها تکرار شود تا حقیقت بشود. و او می داند __درواقع، هیچکس جز او به این خوبی نمی داند: این تجربه ی خودش است. او تمام زندگیش را با دروغ زندگی کرد، دروغ هایی چنان واضح که در ظاهر هیچکس حتی فکرش را نمی توانست بکند که کسی آن ها باور کند
".... حقیقت نیازی به باورآوردندگان ندارد. بگذارید یادآوری کنم: حقیقت نیازی به مومنین ندارد. خورشید دربامداد برمی خیزد __شما آن را باور ندارید، دارید؟ هیچکس از دیگری نمی پرسد، "آیا به خورشید اعتقاد داری؟ آیا ماه را باور داری؟" اگر کسی بیاید و از تو بپرسد، "آیا خورشید را باور داری؟ آیا ماه را باور داری، آیا به درختان اعتقاد داری؟"، فکر می کنی که او یک دیوانه است. چرا این سوال ها را می پرسد؟ این ها وجود دارند، بنابراین موضوع باورداشتن به آن ها وجود ندارد.
مردم دروغ ها را باور می کنند: حقیقت نیازی به مومنین ندارد. و وقتی دروغ می سازی، یک رهبر بزرگ می شوی. برای همین است که در روی زمین سیصد مذهب وجود دارد. حقیقت یکی است و سیصد دین و مذهب! مردم ابداع کنندگان بزرگی هستند. وقتی دروغ ها چنان هستند که کسی نمی تواند آن ها را تشخیص بدهد و راهی برای اثبات یا انکار آن ها وجود ندارد، تو حفاظت شده ای. مردمان زیادی در مورد دروغ های روحانی سخن می گویند، این مطمئن تر است.
!
برای نمونه، " به سبب وجود قوم یهود، تمام دنیا در حال اضمحلال است و به سمت جهنم می رود." یهودی ها چگونه وارد این شدند؟ وقتی هیتلر برای نخستین بار در مورد یهودیان سخن گفت، حتی دوستانش خندیدند و به او گفتند، "این احمقانه است." او گفت، "شما فقط صبر کنید. به تکرار این ادامه بدهید و نه تنها غیریهودیان آن را باور خواهند کرد، حتی یهودیان نیز باورش می کنند. فقط به تکرار این ادامه بدهید."
باور توسط تکرار پیوسته ایجاد می شود. و او تمام نژاد آلمان را وادار به باور کرد __یکی از هوشمندترین نژادهای روی زمین و آنان قربانی این مرد ابله شدند. ولی او چند کیفیت داشت. برای مثال، او قادر بود چیزی را پیوسته برای سال ها تکرار کند، از پشت بام، با قطعیت و یقین کامل، بدون هیچ تردید. این واگیردار بود.
مردم آنچه را که می گویی باور نمی کنند، آنان به روشی که تو آن را ادا می کنی باور دارند. و زمانی که هنر دروغ گویی را یادگرفتی، یک اعتیاد می شود، زیرا مردم شروع می کنند به باور کردن تو، شروع می کنی به قدرتمند شدن. و سپس اگر بتوانی ترتیب چند چیز را بدهی، قدرتت عظیم می شود. برای نمونه، اگر بتوانی نوعی خاص از شخصیت را پیدا کنی، این به تو اعتبار می بخشد. اگر شخصیت تو طوری باشد که مردم بتوانند به آسانی تو را باور کنند، این به تو کمک می کند. مردمانی که با دروغ زندگی می کنند همیشه در اطرف خودشان یک شخصیت خاص ایجاد می کنند؛ اگر یک شخصیت هم نباشد، دست کم ظاهر آن را دارد!
هیتلر یک روح والا mahatma بود. او مشروب نمی خورد، به هیچ مسکری دست نمی زد. چگونه می توانی به این شخص باور نیاوری؟ فقط غذای گیاهی می خورد و لب به گوشت نمی زد. چگونه می توانی به این شخص باور نیاوری؟ او حتی چای یا قهوه نمی نوشید و سیگار هم نمی کشید. چگونه می توانی این شخص را باور نکنی؟ او از مورارجی دسای (نخست وزیر وقت هند که عادت داشت برای حفظ سلامتی روزانه از ادرار خودش بنوشد! م) یک روح والاتر بود، زیرا حتی ادار خودش را هم نمی نوشید! چگونه می توانی این شخص را باور نکنی؟ باید باورش کنی! او تمام اعتبارها را دارد.
او صبح زود از خواب بیدار می شد و شب ها زود به خواب می رفت: اینگونه عادت کرده بود. او تمام عمرش را، تقریباٌ تا آخرین لحظه مجرد بود__ می گویم تقریباٌ، زیرا فقط سه ساعت قبل از مردنش، قبل از خودکشی اش، ازدواج کرد. فکر می کنم این تنها کار عاقلانه ای بود که درتمام عمرش انجام داد__ فقط سه ساعت قبل از مرگ! او می بایست فکر کرده باشد، "حالا ازدواج چکار می تواند با من بکند؟ درهرصورت بزودی خواهم مرد!"
فقط سه ساعت قبل از خودکشی.... در میانه ی شب، وقتی که تصمیمش را برای خودکشی گرفت، کشیش را احضار کرد. کشیش را بیدار کردند و به سلول زیرزمینی او بردند. فقط سه یا چهار دوست در آنجا حضور داشتند. مراسم ازدواج سریع و فوری انجام شد و تنها کاری که پس از ازدواج کرد خودکشی بود __ این ماه عسل آنان بود. او تمام عمرش را مجرد بود.
این چیزها اعتبارآور هستند. اگر واقعاٌ می خواهی یک دروغگو باشی، اگر واقعاٌ مایلی به دروغگویی ادامه بدهی، آنوقت باید شواهدی درست کنی که انسانی با شخصیتی ویژه هستی، چگونه می توانی دروغ بگویی؟ مردم تو را باور خواهند کرد. برای همین است که قدیسان شما، کسانی که به دروغ های روحانی می پردازند، متکی به شخصیت هستند.
انسانی که با حقیقت زندگی می کند نیازی ندارد که به هیچ چیز تکیه کند؛ خود حقیقت کافی است. ولی حقیقت در مردم باور ایجاد نمی کند __درواقع، حقیقت مردم را شاکی می کند! مردم عاشق دروغ هستند و همیشه از حقیقت گریزانند....
... درواقع، دروغ هرچه بزرگتر باشد، امکان باور آن بیشتر است، زیرا اگر دروغ کوچکی باشد، امکان کشف آن برای مردم هست، آنان این مقدار هوش را دارند! ولی اگر دروغ بسیار بزرگ باشد، بزرگتر از هوشمندی، آنان هرگز قادر به کشف آن نیستند. برای همین است که دروغ های بزرگ قرن ها زنده هستند.
به گزارش سرويس «حوادث» ايسنا، سردار حسين ساجدينيا با اشاره به حوادث اخيري كه در زاهدان اتفاق افتاد ،افزود:در پي انفجار در مسجد اميرالمومنين شهر زاهدان 21 نفر از نمازگزارن به شهادت رسيدند.
وي اضافه كرد: همچنين شركت برخي از بزرگان اهل سنت در مراسم تشيع پيكر شهدا باعث شد برخي از برادران اهل سنت در اين رابطه موضعگيري كنند كه اين موضعگيري به درگيري انجاميد و موجب تخريب و آتشسوزي مغازها و تعدادي خودرو شد كه در اين حوادث پنج نفر كشته شدند و يكي از ماموران پليس نيز به شهادت رسيد.
معاون عمليات نيروي انتظامي با تاكيد بر اين كه نظم و آرامش كامل در شهر زاهدان حاكم است و پليس اوضاع را در كنترل كامل دارد، گفت: 150 نفر از كساني كه در اين حوادث دست داشتند، دستگير و به مراجع قضايي معرفي شدهاند.
سردار ساجدينيا با اشاره به اين كه سه نفر از عاملان اين جنايت در روز تشيع شهدا حادثه تروريستي به دار مجازات آويخته شدند، تصريح كرد: آسايش و آرامش نياز به حق مردم است و پليس با كساني كه نظم و امنيت عمومي را به مخاطره بيندازند به شدت برخورد ميكند.
وي نقش علماي اهل سنت و شيعه را در كاهش التهاب بوجود آمده در شهر زاهدان مهم دانست و گفت: پليس اجازه نخواهد داد، اين گونه حوادث و اتفاقات در هيچ كجاي ميهن اسلامي رخ دهد
واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی الجزیره گزارش داد، هواپیماهای برزیلی لاشه این هواپیما و تعدادی از صندلی های آن را در 650 کیلومتری شمال شرق برزیل در اقیانوس اطلس کشف کردند.
گزارش دیگری به نقل از خبرگزاری فرانسه حاکیست: در این حال نیروی هوایی برزیل هنوز نمی تواند تایید کند که این قطعات مربوط به ایرباس ناپدید شده است.
هواپیمای مسافری ایرباس ای سیصد و سی که فقط چهار سال از عمر آن می گذشت، یکشنبه شب به وقت محلی فرودگاه ریوی برزیل را با دویست و شانزده مسافر و دوازده خدمه ترک کرد.
این هواپیما پس از چهار ساعت پرواز در ارتفاع سی و پنج هزار پایی در حالیکه با سرعت هشتصد و چهل کیلومتر در ساعت به طور عادی پرواز می کرد، ناگهان از صفحه رادار ناپدید شد.
مسوولان برج مراقبت می گویند پیش از این هیچ پیامی مبنی بر وجود مشکل از هواپیما دریافت نشد.
به گفته آنان، ارتباط آنها با هواپیما زمانی قطع شد که این هواپیما وارد توده جوی ناآرام و پر صاعقه ای در امتداد خط استوا شد.
در صورتی که همه سرنشینان هواپیما کشته شده باشند، این مرگبارترین حادثه هوایی از سال دوهزار و یک خواهدبود.

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه ، منابع آگاه گفتند : فرضیه هواپیماربایی درباره یک فروند هواپیمای ایرباس شرکت هواپیمایی ایرفرانس مردود است و احتمالا سانحه ای برای این هواپیما رخ داده است.
شبکه تلویزیونی سی ان ان گزارش داد هواپیمای مسافر بری که با دویست و بیست و هشت مسافر هنگام پرواز از ریودو ژانیرو در برزیل به سوی فرودگاه شارل دوگل فرانسه ناپدید شد، دارای نقص الکترونیکی بوده است.
مقامات شرکت هواپیمایی ایر فرانس طی یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد احتمالا این هواپیما در سواحل مراکش ناپدید شده است.


گزارش ها همچنین حاکی است محل ناپدید شدن هواپیما از نظر شرایط آب و هوایی بسیار نامساعد بوده است.


















| ۱۳۸۸-۰۳-۰۹ ۲۰:۳۶:۲۹.۴ | ۳۲.۱۸ N | ۴۷.۳۹ E | ۳.۹ | موسيان، ايلام |
| ۱۳۸۸-۰۳-۰۹ ۱۶:۵۱:۲۱.۶ | ۳۲.۵۲ N | ۴۸.۲۷ E | ۱۰ | ۳.۸ | انديمشك، خوزستان |
زلزلهاي به شدت 8/3 درجه در مقياس امواج دروني ريشتر ساعتي پيش شهرستان انديمشك را لرزاند.
وقوع اين زلزله موجب شد مردم وحشتزده از خانههاي خود خارج شده و به خيابانها بروند.
فرماندار شهرستان انديمشك اظهار داشت: زلزلهاي با شدت 8/3 ريشتر در ساعت 16 و 51 دقيقه امروز رخ داد.
محسن كرمي افزود: كانون وقوع اين زمين لرزه منطقه شمال شرق انديمشك در ايستگاه راهآهن گلمهك واقع در 15 كيلومتري شهرستان گزارش شده است.
به گفته وي، تاكنون خسارت مالي و جاني ناشي از اين زمين لرزه اعلام نشده است.
به گزارش سرویس بینالملل آفتاب، این هفتهنامه در این گزارش مجموعهای از رهبران سیاسی و مذهبی و نیز دو چهره غیرسیاسی را گنجانده است. علاوه بر این، یک شبکه تلویزیونی نیز در میان این 20 شخصیت قرار دارد.
آنچه در پی میآید، متن کامل این گزارش است، با اندکی تلخیص:
1. آیتالله علی خامنهای
باید بیشتر به رفتارهای او توجه کنید. او پیش از آن که رهبری را در دست بگیرد به عنوان فردی عملگرا مشهور شده بود.
2. محمود احمدینژاد – رییس جمهور
رهبر انقلاب [مطابق قانون اساسی] میتواند حرفهای او را نقض کند اما تا همین اواخر تلاش داشته از رویارویی علنی با او بپرهیزد. گفته میشود که [آیتالله] خامنهای به ویژه از عملکرد او در مذاکرات هستهای لذت برده است.
3. آیتالله علیاکبر هاشمی رفسنجانی – رییس مجلس خبرگان
این رییس جمهور سابق به عنوان رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، کار حل مشاجرات بین مجلس و شورای نگهبان را به عهده دارد. او محرم اسرار [آیتالله] خمینی بود و با تمام شالوده نظام آشنا است. او نقشی آرام و بیصدا در مذاکرات ایران و آمریکا دارد.
4. محمد خاتمی – رییس جمهور سابق
ایرانیها پس از 18 سال حکومت محافظهکاران، از پیروزی خاتمی در انتخابات 1997 شگفتزده شدند: رای آنها به حساب آمده بود! البته خاتمی ناتوان از عمل به وعدههایش بود، ولی بسیاری از جوانان هنوز او را بهترین امید برای تغییر میدانند. وقتی او از انتخابات امسال کنارهگیری کرد آنها بسیار ناراحت شدند.
5. آیتالله احمد جنتی – رییس شورای نگهبان
شورای نگهبان انقلاب اسلامی، شورایی متشکل از شش روحانی و شش وکیل است که بر تمام قوانین مصوبه مجلس نظارت دارند و تصمیم میگیرند که چه کسی در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری شرکت کند. رییس 83 ساله این شورا از طرفداران پرشور احمدینژاد است.
6. علی لاریجانی – رییس مجلس
رییس عملگرای مجلس شورای اسلامی پسر ثروتمند یک روحانی بانفوذ است. او همچنین مذاکرهکننده هستهای ایران بود. او از نزدیکان [آیتالله] خامنهای است. احمدینژاد در انتخابات سال 2005 لاریجانی را شکست داد و مجادلات این دو از آن هنگام تا حالا تبدیل به یکی از موضوعات مورد توجه مردم شده.
7. سردار محمدعلی جعفری – فرمانده سپاه پاسداران
در جریان جنگ ایران با عراق متخصص عملیات چریکی و جنگهای نامتعارف بود. او به دلیل محبوبیت در میان پاسداران جوان و برنامههای بهروزش برای دفاع مقابل تهدیدهای احتمالی اسراییل و آمریکا به فرماندهی سپاه رسید.
8. محمدباقر قالیباف – شهردار تهران
فرمانده سابق سپاه و رییس سابق پلیس پس از شکست در انتخابات سال 2005، پست سابق احمدینژاد را به عنوان شهردار تهران گرفت. طرفداران میگویند او خرابکاریهای احمدینژاد در تهران را درست کرده و امیدوارند در سال 2013 همین کار را برای ایران انجام دهد.
9. آیتالله عباس واعظ طبسی – تولیت آستان قدس رضوی
او مدیریت حرم امام رضا [ع] ، ثروتمندترین موسسه ایران را به عهده دارد که دارای صدها شرکت، معدن و زمین کشاورزی است. هر سال میلیونها زائر از حرم امامرضا [ع] بازدید میکنند. امامرضا [ع] تنها امامی است که در ایران به خاک سپرده شده است.
10. آیتالله محمد تقی مصباح یزدی – محقق رادیکال
مدیر موسسه تحقیقاتی و آموزشی امام خمینی [ره] یکی از تندروترین و بانفوذترین مفسران آموزههای اسلامی در قم است. دانشآموختگان او سیاسیشدهترین افراد شهر قم هستند.
11. سید جواد شهرستانی – نماینده [آیتالله] سیستانی
با وجود آن که 30 سال اسلام سیاسی در ایران ترویج شده، اما بسیاری از شیعیان آیتاللهالعظمی علی سیستانی ساکن عراق را مرجع دینی خود میدانند. شهرستانی که به شدت بیعلاقه به امور سیاسی است داماد آیتالله سیستانی است و نماینده او در جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود.
12. سعید مرتضوی – دادستان تهران
او مسئول بستن دهها روزنامه و محکوم ساختن روزنامهنگاران و فعالان به حبسهای بلندمدت است. گروههای حقوق بشری او را به اعمال روشهای خشن بازجویی متهم میکنند. او اخیراً یک گروه از وکلا تشکیل داده تا جنایاتی که اسراییل به انجام آنها در غزه متهم است را مورد پیگرد قرار دهند.
13. آیتالله محمود هاشمی شاهرودی – رییس قوه قضاییه
او [یک ایرانی] متولد عراق است و یکی از رهبران مبارزه علیه دیکتاتوری صدام حسین بود. او در سال 1979 از این کشور به ایران آمد. او از سال 1999 که رییس قوه قضاییه شد پیشرفتهای قابل توجهی در زمینه اصلاحات قضایی داشته ولی بسیاری از قضات فراتر از حوزه قدرت او هستند.
14. مجتبی ثمره هاشمی – رییس ستاد انتخاباتی
دوست دوران کودکی احمدینژاد و معمار پیشرفت سیاسی او بوده. ثمره را «کارل روفه» ایران میدانند. او اخیرا از سمت خود به عنوان مشاور ارشد رییس جمهور استعفا داد تا با وقتی آزاد به ریاست ستاد انتخاباتی احمدینژاد بپردازد.
15. میرحسین موسوی - نخستوزیر سابق
میتواند برنده غیرمنتظره انتخابات پیش روی ریاست جمهوری باشد. او یک معما برای تقریبا همه مردم ایران است. ایرانیهای مسنتر به یاد دارند او نخستوزیر ایران بود و از دوستان نزدیک خمینی در دهه 80 میلادی به شمار میرفت. او 20 سال گذشته را به نقاشی و معماری ساختمان پرداخته. موسوی حالا دارد به عنوان یک اصلاحطلب نظر رایدهندگان جوان را جلب میکند.
16. محسن رضایی – مشاور رهبری
فرمانده سابق سپاه و دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام از مشاوران نزدیک و وفادار و صادق رهبر معظم انقلاب است. او بسیار سنتگراست ولی از رییس جمهور فعلی عملگراتر است و امیدوار است باعث شود احمدینژاد در انتخابات 12 ژوئن دوباره انتخاب نشود.
17. حسین شریعتمداری – سردبیر کیهان
نماینده ولی فقیه در مؤسسه کیهان، اصلیترین روزنامه محافظهکار ایران است. سرمقالات، گزارشهای ویژه و مقالات «نیمه پنهان» او (که اختصاص به نیمه تاریکتر چهرههای مشهور مورد تنفر او دارد) چیزی بین گزارشهای امنیتی و نسخه ایرانی فاکس نیوز است.
18. تلویزیون بیبیسی فارسی – شبکه غیرمجاز تلویزیونی
در ایران نصب آنتنهای ماهواره ممنوع است ولی بسیاری این را نادیده میگیرند. ایرانیها به دنبال اخباری هستند که به آن اطمینان داشته باشند، نه اخبار تلویزیون. شبکه صدای آمریکا را عدهای بیش از حد طرفدار آمریکا میدانند. از اوایل امسال، بسیاری تصمیم گرفتند رو به بیبیسی و مجریان محبوب آن مثل فرناز قاضیزاده بیاورند.
19. عادل فردوسیپور – گزارشگر فوتبال
به آسانی میتوان او را محبوبترین مجری تلویزیون دانست. فوتبال ایران که مورد تعصب ملی ایرانیان قرار دارد در بحران است و بحران و بازی ضعیف آن را احاطه کرده. وقتی مقامات خشمگین ورزشی ایران خواستند او به دلیل انتقادهایش در برنامه هفتگی نود برکنار شود، بیش از 3 میلیون طرفدار وفادار پیامهای کوتاه فرستادند تا او در جایگاهش باقی بماند.
20. مهران مدیری – طنزپرداز اجتماعی
او بیش از 20 سال چالشهایش را انتخاب کرد و به بقا ادامه داد. کمدیهای تلویزیونی او بر امواج تلویزیونی ایران حکمفرما است. تماشاگران برنامههای او به حدی زیاد هستند که مدیران تلویزیون کاری به هجو او از زندگی ایرانی ندارند. سیاستمداران اصلاحطلب آرزوی حمایت او را دارند، اما او ترجیح میدهد کار فعلیاش را نگاه دارد.
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، شب گذشته 15 دقيقه پس از آنكه پرواز ساعت 20/22 هواپيمايي كيش اير مسير اهواز - تهران با 131 مسافر از فرودگاه اهواز برخاست ، ماموران امنيت پرواز هواپيما متوجه جاسازي يك بمب دستساز در داخل دستشويي هواپيما شدند.
بر اساس اين گزارش، به دنبال اين حادثه، هواپيما بلافاصله در فرودگاه اهواز به زمين نشست و پس از تخليه مسافرين با تلاش مامورين، اين بمب دستساز خنثي شد.
تحقيقات در اين زمينه توسط نهادهاي ذيربط ادامه دارد و خبرهاي تكميلي در اين زمينه متعاقبا اعلام خواهد شد.
به گزارش خبرنگار تابناک، در پی اتصال برق در ایستگاه شهید مدنی در خط دو مترو تهران، دقایقی پیش شعلههای حریق این ایستگاه را در بر گرفت.
پس از وقوع این حادثه، همزمان با تخلیه مسافران از واگنهای مترو، مهار شعلههای حریق صورت پذیرفت و با رفع خطر، مجدداً مسافران که هیچ یک به واسطه این اتفاق دچار آسیبدیدگی نشده بودند، با مترو ادامه مسیر خود را پیمودند.
ساعت 9:40 صبح نیز قطار مترو آتش گرفت
در حادثه که فن قطار دچارآتش سوزی شده بود و بالا قطار در حال سوختن بود
ماموران توانستند این راآتش را خاموش کنند در قطار در ایستگاه سبلان واقع در خط دو مترو آتش گرفته بود
به گزارش مهر، دکتر محمدباقر قاليباف روز شنبه در مراسم افتتاح ايستگاه مترو ميدان انقلاب از خط 4 افزود: مترو يک مقوله مهم شهري است که به عنوان يک پديده فرهنگي و اجتماعي بايد مورد توجه قرار گيرد زيرا مردم ميليونها ساعت از عمر خود را در اين محيط سپري ميکنند و با مترو جابجا ميشوند و به همين دليل بايد اين محيط را کاملا فرهنگي و اجتماعي بدانيم.
شهردار تهران گفت: روزانه تعداد زيادي از شهروندان با مترو در سطح شهر جابهجا ميشوند و با يکديگر در اين محل ارتباط برقرار ميکنند و به همين دليل ما بايد مترو را به عنوان يک پديده فرهنگي و اجتماعي بدانيم و تلاش کنيم اين پديده در ارتقاي فرهنگ ايراني ديني و فرهنگ شهر نشيني تاثيرگذار باشد.
وي اظهارکرد: پديده مترو کاملا پديدهاي است که موجب ايجاد عدالت و رعايت کرامت انساني ميشود چنانچه شرق و غرب شمال و جنوب و حتي ساکنان اطراف تهران ميتوانند به اين وسيله نقليه عمومي دسترسي داشته باشند و براي سفري سريع و راحت از آن استفاده کنند.
قاليباف تصريح کرد: مترو يکي از مهمترين پديدههاي شهري براي ماست که به طور جد توسعه آن را در دستور کار داريم و متعهد شدهايم سالانه 15 کيلومتر به خطوط مترو بيفزاييم.
شهردار تهران با بيان اين که با افتتاح ايستگاه ميدان انقلاب، طول مترو تهران از مرز 110 کيلومتر گذشت گفت: ما بايد همه تلاش خود را کنيم تا هرچه سريعتر خطوط مترو به 217 کيلومتر در مرحله اول توسعه يابد که بتوانيم وضعيت بحران را پشت سر بگذاريم و تحقق اين مهم در برنامه پنج ساله شهرداري تهران پيش بيني شده که در صورت همکاري دولت، مجلس ميتوانيم اين کار را در زمان کوتاهي محقق کنيم.
قاليباف خاطر نشان کرد: خوشبختانه توان فني و امکانات لازم براي توسعه مترو فراهم است و ميتوانيم با در اولويت قرار دادن مترو هرچه سريعتر شبکه خطوط را تکميل کرده و ترافيک شهر را تا حدود زيادي تسهيل کنيم.
وي همچنين با بيان اينکه مترو پديده شهري چند وجهي است، افزود: يکي از ايستگاههاي مترو در تهران که در آينده نزديک افتتاح ميشود، به گونهاي ساخته شده که از نظر دفاع غير نظامي يک ايستگاه کاملا استاندارد محسوب ميشود و ميتواند در مواقع بحران مانند زلزله و سيل تهديدهاي دفاعي و امنيتي و... به عنوان يک پناهگاه مناسب مورد استفاده شهروندان قرار گيرد.
قاليباف تصريح کرد: اين ايستگاه به عنوان يک ايستگاه نمونه احداث شده و اميدواريم در آينده بتوانيم ساير ايستگاهها را نيز به اين شکل احداث کنيم.
شهردار تهران در ادامه اظهارکرد: امروز بايد توسعه مترو را به عنوان يکي از مهمترين پديدههاي شهري به طور صرف در اولويت قرار دهيم و فضايي را فراهم کنيم تا شهروندان بتوانند مترو را ضمن آن که بهترين وسيله حمل و نقل بدانند اين شبکه را يک پديده اجتماعي و فرهنگي بدانند که همه نيازهاي خود را در آن جستجو کنند.
سرهنگ حسين عليشاهي در گفتوگو با خبرنگار انتظامي فارس افزود: صبح امروز در محور فيروزكوه و در نزديكي گردنه گدوك به دليل نقص فني در سامانه ترمز و چرخ تريلر هوو نزديك 30 خودرو تصادف كردند كه باعث ترافيك شديد در اين محور شد.
سرهنگ عليشاهي گفت: ترافيك ناشي از اين تصادف به 15 كيلومتر رسيده بود كه با تلاش مأموران پليس راه اين ترافيك در حال حاضر روان شده است اما ترافيك تا ساعت 8 صبح در اين محور سنگين بود.
رئيس مركز كنترل ترافيك پليس راه كشور اظهار داشت: پيش از اين نقص فني اين خودروها باعث بروز تصادفاتي در جادههاي كشور شده بود و در تعطيلات نوروزي تردد تريلرهاي هوو در جادههاي كشور ممنوع اعلام شد.
وي افزود: عليرغم نصب ترمز ABS بر روي هوو به علت نقص در سامانه چرخ و ترمز اين خودرو مشكلات همچنان پابرجاست و پليس راه از تردد اين خودروها در جادههاي كشور نگران است.
به گزارش تابناک، دقايقي پيش انفجاري نسبتا قوي مسجد اميرالمؤمنين در شهر زاهدان را لرزاند.
عوامل امنيتي و اورژانس هم اينک در محل حادثه درحال انتقال پيکر برخي شهدا و مجروحان هستند.
بخشي از داخل مسجد نيز تخريب شده است.
اطلاعات تکمیلی خبرنگار ما از شهدات 20 نفر و و همچنین مجروح شدن 50 نفر دیگر حکایت دارد.
امروز به دليل سالروز شهادت حضرت فاطمه (س) تعداد نمازگزاران در اين مسجد چندين برابر روزهاي معمول بود.
بر پايه اين گزارش، تعدادي از مردم نيز در اين حادثه دچار موج گرفتگي ناشي از انفجار شدهاند.
در همین حال خبرها از کشف و خنثی شدن یک بمب دیگر در همین شهر حکایت دارد.
به گزارش فارس، به فاصله اندكي از وقوع انفجار در مسجد اميرالمومين (ع) شهر زاهدان كه ساعتي پيش رخ داد، يك بمب در حوالي اين مسجد كشف و خنثي شد.
به فاصله اندكي از انفجار شديد غروب امروز در مسجد اميرالمومنين(ع) شهر زاهدان، يك بمب در اطراف اين مسجد توسط نيروهاي انتظامي كشف و خنثي شد.
اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»
مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد.
مرد گفت :« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236,284,232 عدد است. و 231,281,219,999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستيد .
عکسهایی که در دیدنشان نمی توانید به چشمانتان اعتماد کنید 
با این عکسها می خواهیم به شما بفهمانیم
که چقدر چشمهای شما دچار خطا می شوند

این عکسها با احساسات شما بازی می کند

شما چشمان ناتوانی دارید چشم پزشک هم نمی تواند کاری برای شما انجام دهد

آه که چقدر نعمت درست دیدن ارزشمند است

شما این نعمت را درک می کنید زیرا
از درک یک سری نکات در این عکسها عاجز شده اید
به اعصابتان فشار نیاورید. شما نمی توانید پس کمی بنشینید

شما حتی نمی توانید برای تمدد اعصابتان کمی نوشیدنی بنوشید چون
شما نمی دانید که لیوان جلوتر است یا شیشه نوشیدنی؟

ولی نیازی به آب خوردن نیست. شما می توانید به چشمانتان اعتماد کنید. اینها همه تصاویری هستند که بر اساس یک سری اصول ساده طراحی شده اند تا شما را گمراه کنند. شما می توانید تمام محیط اطرافتان را ببینید و لذت ببرید.
قدر چشمان زیبایتان را بدانید خوب سر کار بودید
امّا، از آنچه که شاگردان "از لحاظ موسیقی به مبارزه فرا خوانده شده" میخوانمشان سهمی داشتهام. یکی از این قبیل شاگردان رابی بود. رابی یازده سال داشت که مادرش (مادری بدون همسر) او را برای گرفتن اوّلین درس پیانو نزد من آورد. برای رابی توضیح دادم که ترجیح میدهم شاگردانم (بخصوص پسرها) از سنین پایینتری آموزش را شروع کنند. امّا رابی گفت که همیشه رؤیای مادرش بوده که او برایش پیانو بنوازد. پس او را به شاگردی پذیرفتم. رابی درسهای پیانو را شروع کرد و از همان ابتدا متوجّه شدم که تلاشی بیهوده است. رابی هر قدر بیشتر تلاش میکرد، حسّ شناخت لحن و آهنگی را که برای پیشرفت لازم بود کمتر نشان میداد. امّا او با پشتکار گامهای موسیقی را مرور میکرد و بعضی از قطعات ابتدایی را که تمام شاگردانم باید یاد بگیرند دوره میکرد.
در طول ماهها او سعی کرد و تلاش نمود و من گوش کردم و قوز کردم و خودم را پس کشیدم و باز هم سعی کردم او را تشویق کنم. در انتهای هر درس هفتگی او همواره میگفت، "مادرم روزی خواهد شنید که من پیانو میزنم." امّا امیدی نمیرفت. او اصلاً توانایی ذاتی و فطری را نداشت. مادرش را از دور میدیدم و در همین حدّ میشناختم؛ میدیدم که با اتومبیل قدیمیاش او را دم خانهء من پیاده میکند و سپس میآید و او را میبرد. همیشه دستی تکان میداد و لبخندی میزد امّا هرگز داخل نمیآمد.
یک روز رابی نیامد و از آن پس دیگر او را ندیدم که به کلاس بیاید. خواستم زنگی به او بزنم امّا این فرض را پذیرفتم که به علّت نداشتن توانایی لازم بوده که تصمیم گرفته دیگر ادامه ندهد و کاری دیگر در پیش بگیرد. البتّه خوشحال هم بودم که دیگر نمیآید. وجود او تبلیغی منفی برای تدریس و تعلیم من بود.
چند هفته گذشت. آگهی و اعلانی دربارهء تکنوازی آینده به منزل همهء شاگردان فرستادم. بسیار تعجّب کردم که رابی (که اعلان را دریافت کرده بود) به من زنگ زد و پرسید، "من هم میتوانم در این تکنوازی شرکت کنم؟". توضیح دادم که، " تکنوازی مربوط به شاگردان فعلی است و چون تو تعلیم پیانو را ترک کردی و در کلاسها شرکت نکردی عملاً واجد شرایط لازم نیستی." او گفت، "مادرم مریض بود و نمیتوانست مرا به کلاس پیانو بیاورد امّا من هنوز تمرین میکنم. خانم آنور، لطفاً اجازه بدین؛ من باید در این تکنوازی شرکت کنم!" او خیلی اصرار داشت.
نمیدانم چرا به او اجازه دادم در این تکنوازی شرکت کند. شاید اصرار او بود یا که شاید ندایی در درون من بود که میگفت اشکالی ندارد و مشکلی پیش نخواهد آمد. تالار دبیرستان پر از والدین، دوستان و منسوبین بود. برنامهء رابی را آخر از همه قرار دادم، یعنی درست قبل از آن که خودم برخیزم و از شاگردان تشکّر کنم و قطعهء نهایی را بنوازم. در این اندیشه بودم که هر خرابکاری که رابی بکنم چون آخرین برنامه است کلّ برنامه را خراب نخواهد کرد و من با اجرای برنامهء نهایی آن را جبران خواهم کرد.
برنامههای تکنوازی به خوبی اجرا شد و هیچ مشکلی پیش نیامد. شاگردان تمرین کرده بودند و نتیجهء کارشان گویای تلاششان بود. رابی به صحنه امد. لباسهایش چروک و موهایش ژولیده بود، گویی به عمد آن را به هم ریخته بودند. با خود گفتم، "چرا مادرش برای این شب مخصوص، لباس درست و حسابی تنش نکرده یا لااقل موهایش را شانه نزده است؟"
رابی نیمکت پیانو را عقب کشید؛ نشست و شروع به نواختن کرد. وقتی اعلام کرد که کنسرتوی 21 موتزارت در کو ماژور را انتخاب کرده، سخت حیرت کردم. ابداً آمادگی نداشتم آنچه را که انگشتان او به آرامی روی کلیدهای پیانو مینواخت بشنوم. انگشتانش به چابکی روی پردههای پیانو میرقصید. از ملایم به سوی بسیار رسا و قوی حرکت کرد؛ از آلگرو به سبک استادانه پیش رفت. آکوردهای تعلیقی آنچنان که موتزارت میطلبد در نهایت شکوه اجرا میشد! هرگز نشنیده بودم آهنگ موتزارت را کودکی به این سن به این زیبایی بنوازد. بعد از شش و نیم دقیقه او اوجگیری نهایی را به انتهی رساند. تمام حاضرین بلند شدند و به شدّت با کفزدنهای ممتدّ خود او را تشویق کردند.
سخت متأثّر و با چشمی اشکریزان به صحنه رفتم و در کمال مسرّت او را در آغوش گرفتم. گفتم، "هرگز نشنیده بودم به این زیبایی بنوازی، رابی! چطور این کار را کردی؟" صدایش از میکروفون پخش شد که میگفت، "میدانید خانم آنور، یادتان میآید که گفتم مادرم مریض است؟ خوب، البتّه او سرطان داشت و امروز صبح مرد. او کر مادرزاد بود و اصلاً نمیتوانست بشنود. امشب اوّلین باری است که او میتوانست بشنود که من پیانو مینوازم. میخواستم برنامهای استثنایی باشد."
چشمی نبود که اشکش روان نباشد و دیدهای نبود که پردهای آن را نپوشانده باشد. مسئولین خدمات اجتماعی آمدند تا رابی را به مرکز مراقبتهای کودکان ببرند؛ دیدم که چشمهای آنها نیز سرخ شده و باد کرده است؛ با خود اندیشیدم با پذیرفتن رابی به شاگردی چقدر زندگیام پربارتر شده است.
خیر، هرگز نابغه نبودهام امّا آن شب شدم. و امّا رابی؛ او معلّم بود و من شاگرد؛ زیرا این او بود که معنای استقامت و پشتکار و عشق و باور داشتن خویشتن و شاید حتّی به کسی فرصت دادن و علّتش را ندانستن را به من یاد داد.
رابی در آوریل 1995 در بمبگذاری بیرحمانهء ساختمان فدرال آلفرد مورای در شهر اوکلاهما به قتل رسید.
و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد،
و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد،
و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی.
آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد،
بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کني.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی،
از جمله دوستان بد و ناپایدار،
برخی نادوست، و برخی دوستدار
که دست کم یکی در میانشان
بی تردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدین گونه است،
برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی،
نه کم و نه زیاد، درست به اندازه،
تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهد،
که دست کم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد،
تا که زیاده به خودت غرّه نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی
نه خیلی غیرضروری،
تا در لحظات سخت
وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است
همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگهدارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی
نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند
چون این کارِ ساده ای است،
بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبران ناپذیر میکنند
و با کاربردِ درست صبوری ات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوام اگر جوان كه هستی
خیلی به تعجیل، رسیده نشوی
و اگر رسیده ای، به جوان نمائی اصرار نورزی
و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی
چرا که هر سنّی خوشی و ناخوشی خودش را دارد
و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی
به پرنده ای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی
وقتی که آوای سحرگاهیش را سر می دهد.
چرا که به این طریق
احساس زیبائی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانه ای هم بر خاک بفشانی
هرچند خُرد بوده باشد
و با روئیدنش همراه شوی
تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی
زیرا در عمل به آن نیازمندی
و برای اینکه سالی یک بار
پولت را جلو رویت بگذاری و بگوئی: این مالِ من است.
فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی، آرزومندم زن خوبی داشته باشی
و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی
که اگر فردا خسته باشید، یا پس فردا شادمان
باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همه ی اینها که گفتم فراهم شد
دیگر چیزی ندارم برابت آرزو کنم!
اگرچه این تلفن به همراه كلیه سرنشینان نابود شد، اما كارشناسان توانستند تصاویر ضبط شده را از بقایای حافظه آن استخراج كنند.
عكس، صحنه سقوط یكی از مسافران را به بیرون از سوراخ انتهایی هواپیما نشان میدهد!
فرض اول: فرض كنيد آقاي كروبي به عنوان رئيس جمهور انتخاب شوند.
پيش بيني مي كنيم بخشی از دفتر خاطرات ايشان در سال چهارم رياست جمهوري اشان اينگونه باشد:
- اين ساسي مانكن هم عجب سريشي است، يه آهنگ تبليغاتي برام خوند عجب توقعاتي پيدا كرد، چهار ساله مدام بوسيله ي نامه و تلفن ازم مي خواد كاري كنم كه مجوز آلبوم اش رو بدن، نمي دونم چطوري به اين بشر حالي كنم مملكت قانون داره، به هر آلبومي كه نميشه مجوز پخش داد!
- با همه مخالفان و منتقدانم نامه نگاري كردم، هيچ كس نمونده كه بهش نامه بنويسم، خيلي حوصله ام سر رفته، ابطحي پيشنهاد داد دور دوم نامه نويسي رو شروع كنم و بعد از چهار سال از دوباره به شريعتمداري نامه بنويسم.
- يادش بخير چهارسال پيش، شب راي شماري چقدر اذيت شدم، خدا خير بده ابطحي رو كه مراقب بود خوابم نبره، واي كه چقدر روز شونزدهم خرداد توي مناظره انتخاباتي با احمدي نژاد بحث كردم، با اين وجود خيلي بامعرفت بود و اولين نفر همين احمدي نژاد بود كه بعد اعلام نتايج و رئيس جمهور شدنم بهم تبريك گفت.
فرض دوم: فرض كنيد آقاي ميرحسين موسوي رئيس جمهور شوند.
- ديگه كم كم داره همه ي ايران سبز ميشه، اتوبوس هاي شركت واحد، تاكسي ها، هواپيماها، و به همت دانشمندان ايراني همه ي ميوه ها رو هم سبز كرديم، فقط مي مونه آدمها، كه اونم به همت دانشمندان ايراني محقق ميشه، فقط كافيه يه اصلاح ژنتيكي انجام بشه!
- تا حالا چند سري تصميم گرفتم استعفا بدم، آخه چقدر بحران؟ چقدر كارشكني! تازه مي فهمم چرا خاتمي تا ديد من كانديدا شدم سريع به نفع من كشيد كنار!
فرض سوم: فرض كنيد آقاي احمدي نژاد از دوباره رئيس جمهور شوند.
- امروز يه پيشنهاد جديد دادم، قرار شد حالا كه بعد هشت سال نتونستيم نفت رو به سر سفره هاي مردم ببريم سفرهاي مردم رو به سر چاه هاي نفت ببريم، چند تا سايه بون هم براي رفاه مردم اون ورا نصب كرديم!
- امروز هوگو ايران بود، با هم يك كوكوي سيب زميني زديم، خيلي چسبيد، حيف كه بعد چهار سال بالاخره سيب زميني ها تموم شدند، اما عجب بركتي داشتندها! در اين چهارساله صبح، ظهر، شب سيب زميني مي خورديم!
فرض چهارم: فرض كنيد آقاي محسن رضايي رئيس جمهور شوند.
- راستش شما توانستيد فرض كنيد اما من نتوانستم و به همين دليل چيزي در اين مورد ننوشتم، شما چيزي به ذهنتان رسيد در قسمت نظرات بنويسيد.
***
سه سوال اساسي:
سئوال اساسي اول: چرا در تاريخ 2 خرداد، پخش برنامه ي انتخاباتي محسن رضايي به دليل پخش سريال "افسانه جومونگ" با تاخير روي آنتن رفت؟!
پاسخ احتمالي: از آنجايي كه مسئولين محترم صدا و سيما احتمال مي داده اند همه ي مردم شبكه يك را بگيرند و برنامه ي تبليغاتي محسن رضايي را نگاه كنند و به دليل آنكه آقاي جومونگ ناراحت نشوند كه بينندگان سريالشان كم شده است چنين تغييراتي را اعمال كردند!
سئوال اساسي دوم: چرا شبكه تهران در شب آزادسازي خرمشهر فيلمي تحت عنوان "سرزمين ستمديده عراق" پخش كرد؟!
پاسخ احتمالي: احتمالا آقاي ضرغامي در خانه شان تقويم نداشتند و نمي دانستند پخش چنين فيلمي در چنين شبي توهين به شهداي جنگ محسوب مي شود.
پي نوشت: ممد نبودي ببيني در شب آزاد سازي خرمهشر صدا و سيما عراق را سرزمين ستمديده ناميد!
سئوال اساسي سوم: چراي فيس بوك فيلتر شد؟!
پاسخ احتمالي اول: چون جديدا ساركوزني و همسرش يه فيلم جنجالي در صفحه ي فيس بوكشان پخش كرده اند!
پاسخ احتمالي دوم: مگه براي فيلتر يك سايت بايد دليلي هم وجود داشته باشه؟!
۱-یک روز یک خانمی اومد دفتر رئیس جمهوری و هی گریه کرد و می گفت : تو رو خدا کمکم کنین ،شوهرم بیکاره ! یک لحظه دیدیم اشک توی چشای دکتر جمع شد و گفت به خدا قسم کاری می کنم که شوهرت از همه مردم دنیا بیشتر شغل داشته باشه . بعدا فهمیدیم که اون زن فاطمه رجبی بوده و همسرش غلامحسین الهام !
۲-یک روز دیدیم یکی از روستاهای ساری اومده و میگه آقای دکتر ! چون من طرفدار شما بودم ،نمره ی انضباطم رو کم کردن،دکتر به شدت عصبانی شدند و همون جا دستور پیگیری سریع مشکل وی رو کردند . همین عنایت دکتر بود که این روستائی تونست ادامه تحصیل بده و نهایتا مدرک دکتراشو از آکسفورد !!! بگیره بدون اینکه حتی یک کلمه انگلیسی بلد باشه
۳-بچه های روابط عمومی یک نامه ی عجیب رو نشون دکتر دادن که یک کشاورز یا زارع !!! اون رو نوشته که درددل کرده هیچ کس بهش زن نمی ده، دکتر یه نگاهی به بقیه انداخت و گفت: مگه مشکل جوونای ما،موی سرشونه ؟ و این فرد با این جمله از لحاظ امنیت اجتماعی ارتقا پیدا کرد و رئیس پلیس تهران شد .
۴-دکتر الهام تعریف می کرد که عصر روز جمعه ای بود که گفتند یک آدم صادق!!! پیدا شده و می گه محصولاتش !!! رو نمی تونه بفروشه و بخاطر همین ورشکست شده . دکتر همون جا دست کرد توی جیبش و پول هاشو با این فرد نصف کرد و چیزی در گوش این فرد زمزمه کرد . ظاهرا این فرد از اون نصیحت دکتر درس نمی گیره و پول دکتر هی برکت می کنه و هی برکت می کنه تا اینکه می شه وزیر کشور!
۵-خانواده دکتر تعریف می کنند که آقای دکتر خیلی اهل شوخی وشرط بندی هستند . یک بار با عمو رحیم شرط می بندند که چه کسی می تونه بیشتر چرت و پرت بگه و اون یکی نخنده . پسر دکتر می گه سال هاست که دکتر و آقای مشائی سر شرط شون هستند.
به گزارش رویترز، دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد روز دوشنبه در بیانیه ای اظهار داشت: پس از بارش سنگین باران در پنج استان این کشور حدود 8 هزار خانه در 207 روستا به طور کامل یا جزئی ویران شدند.
این سیل به بیش از 100 پل و حدود 600 کیلومتر جاده خسارت وارد کرد.
يک مقام مسئول در خوزستان که نخواست نامش فاش شود، با اعلام اين خبر به خبرنگار «تابناک» گفت: محتويات اين نامهها درباره بيکاري و فقر گسترده در خرمشهر، تداوم مشکلاتي همچون بحران آب و فاضلاب، گراني موجود در منطقه، نداشتن بهداشت و کمبودهاي پزشکي و درماني، افت تحصيلي و خلأهاي فرهنگي، نبود نشاط در زندگي مردم، بيلياقتي برخي مسئولان، مشکلات امنيتي، ترويج قوميتگرايي و نفوذ عدهاي از دشمنان انقلاب به دستگاههاي اجرايي، رانتخواري، پارتيبازي و در اختيار داشتن برخي ثروتهاي منطقه توسط جريانهاي خاص ـ که در پستهاي کليدي منطقه استقرار يافتهاند ـ بحرانهاي زيستمحيطي، بحران در خانوادهها به ويژه ازدياد طلاق، نداشتن امکانات تفريحي به ويژه براي خانوادهها و کودکان، رسيدگي به ورزش خرمشهر و صدها درخواست و التماس ديگر، محتواي نامههاي مردم اين شهر را تشکيل ميداد.
آمار نامههاي فرستاده شده به رئيسجمهوري، بيش از چهارده هزار و پانصد نامه اعلام شده که توسط هلال احمر، پست و تيم همراه رئيسجمهوري جمعآوري شده است.
بنا بر اين گزارش، در برخي از نامهها، خطاب به رياستجمهوري آمده است: برخي مسئولان محلي از سر دلخوشي و بيتفاوتي به مردم در فکر ازدواج دوم خود هستند!
کتابفروشهاي خرمشهر نيز اذعان ميدارند، کار فروش پاکت نامه به جايي رسيده بود که پاکت نامههاي پست هوايي و پاکتهاي زرد کوچک و متوسط نيز به فروش رفتهاند.
برخي از شهروندان بيمار خرمشهري نيز با فرستادن مدارک پزشکي خود، تقاضاي کمک مالي براي درمان دردهاي خود کردهاند.
در مجموع بايد گفت: نامههاي ارسالي به رئيسجمهوري، آنچنان دلخراش و ناراحتکننده است که واقعيت کمکاريها و بيتوجهيهاي 21 سال گذشته را به خوبي به نمايش ميگذارد؛ اين نامهها ميتواند در کنار عکسهاي واقعيتهاي تلخ خرمشهر به همراه اسناد سوءاستفادههاي انجام شده در اين شهر، سند شکست تاريخي مسئولان باشد که در حق شهري که خدا آن را آزاد کرد، ظلم فاحشي کردند.
حسين اکبري در گفت و گو با خبرنگار اجتماعي برنا گفت : اين اتوبوس شامل زايراني بود که به صورت انفرادي سفر کرده بودند .
عصر امروز يک اتوبوس حامل 52 زائر ايراني در مسير نجف اشرف به کربلاي معلي از جاده خارج و واژگون شد.
بر اساس گزارش منابع خبري در اين حادثه يک زائر ايراني جان باخت و 25 نفر ديگر نيز مجروح شدند که 17 تن از آنها به صورت سرپايي مداوا شدند.
بقيه مجروحان حادثه نيز در بيمارستان نجف اشرف بستري شدند.
زائران ايراني در اين اتوبوس با مديريت ابوالقاسم قدرتي و به صورت آزاد و خارج از برنامه سازمان حج و زيارت از مشهد مقدس عازم عتبات عاليات عراق شده بودند.
نام زائري که در اين حادثه جان باخته، اردشير سرابندي جدي اعلام شده است.
به گزارش ايسنا، وزارت بهداشت امارات در گزارشي اعلام کرد که دومين مورد از بيماري آنفلوانزاي خوکي در روز گذشته از طريق دوربينهاي حرارتي که در فرودگاه دوبي نصب شده شناسايي شد و شخص بيمار براي ادامه آزمايشات به بيمارستان تخصصي منتقل شده است.
هم چنين حنيف حسن وزير جديد بهداشت امارات اظهار کرد که با اعلام وجود تعدادي بيمار آنفلوانزاي خوکي در بين سربازان آمريکايي در کويت، تمام مسافران کويت در فرودگاه هاي امارات به صورت دقيق کنترل ميشوند.
وي افزود : وزارت بهداشت امارات براي درمان آنفلوانزاي خوکي در حال حاضر بيش از 5 ميليون قرص تهيه کرده است.
چهارم آبان ۱۳۵۹ ــــ ساعت ۱۰ صبح
خرمشهر بعد از سی و پنج روز دفاع ، سقوط می کند . آخرین مدافعان با دلی خونین و تنی خسته عقب می نشینند و خود را با قایق به شرق کارون می رسانند . در آن سوی کارون ، بغض یکی از بچه ها می ترکد . به لب رودخانه می آید و رو به شهری که حالا دیگر زیر چکمه های دشمن قرار گرفته ، فریاد می کشد :
خرمشهر ، صدای منو می شنوی ؟ به بعثی ها بگو ما برمی گردیم . ما آزادت می کنیم .
و از آن روز ، غربت خرمشهر آغاز می شود .
******************
اپیزود دوم
سوم خرداد ۱۳۶۱ ـــ عملیات بیت المقدس
خونین شهر ، شهر خون آزاد شد ......
رزمنده ها وارد شهر می شوند ، شهری که تقریبا با خاک یکسان شده است . دشمن بسیاری از ساختمان های شهر را ویران کرده ، و تیرآهن ها را دور تادور شهر کاشته است تا مانع نفوذ رزمندگان ، از سمت آسمان شود . در این میان اما ، مسجد جامع همچنان پا بر جاست . گرچه بر پیکرش آثار خشم دشمن دیده می شود ، ولی جراحاتش را به یمن حضور رزمندگان فراموش کرده است . هر کسی که وارد خرمشهر می شود ، ابتدا سراغ مسجد جامع را می گیرد . در و دیوار مسجد ، بوسیدنی شده است . رزمنده ها در گوشه و کنار مسجد به نماز شکر ایستاده اند . جای خیلی ها خالیست ، برادران جهان آرا ، حسین فهمیده ، بهنام محمدی ،شریف قنوتی ، محمد بروجردی و خیلی های دیگر .

ایران یکپارچه خرمشهر شده است .
خرمشهر ، جمعیت : ۳۶ میلیون نفر
تمام قنادی ها ، در یک چشم برهم زدن خالی می شود . مردم دسته دسته شیرینی و گل پخش می کنند و با بوسه های شادی به هم تبریک میگویند .
سوم خرداد ۶۱ را به خاطر بسپارید .
امروز ، روز پایان غربت خرمشهر است .
******************
اپیزود سوم : کمی بعد از جنگ
وقتی آبها از آسیاب افتاد ! ....
وقتی آبها از آسیاب افتاد ، عده ای در فرودگاه مهرآباد از هواپیما پیاده شدند .

چمدان هاشان پر بود از پول و کارت های اعتباری ، و درون سامسونت برخی دیگر ، پر بود از پرونده ها و مدارک تحصیلی .
آنها که وجودشان را ( لابد برای مملکت !! ) از شر این جنگ حفظ کر
ده بودند،بعد از چند روز استراحت ، خیلی روشنفکرانه پرسیدند : چرا جنگیدید ؟!!!
بعضی ها که صدایشان بر اثر استنشاق گازهای شیمیایی در نمی آمد ، آهسته گفتند : ما نجنگیدیم ، ما دفاع کردیم .
بعضی دیگر که کس و کارشان را در جنگ از دست داده بودند ، گفتند : شما تشریف نداشتید ، یک عده آمده بودند خرمشهر ، و بهنام محمدی سیزده ساله سعی کرد آنها را بیرون کند ، اما نشد . غیرتش تحمل ماندن را نداشت ، رفت .
شما تشریف نداشتید ، هویزه و سوسنگرد را که گرفتند ، چه بلا ها که بر سر زنان و دختران بی پناه آوردند .
شما تشریف نداشتید ، شهرها را که بمباران می کردند ، بچه های کوچک زیر آوار می ماندند .
شما تشریف نداشتید ، ..............
....... ما دفاع کردیم .
......... و گفتگو با این جماعت بی درد چه بی حاصل بود ،
مانند بذری که بر بستر کویر بی آب بنشیند .
ناصر طاهرکرد
سوم خرداد ۱۳۸۷
خونین شهر!شهر خون! آزاد شد...
چه شادی وصف ناپذیری داشت وقتی بعد از 19 ماه اسارت، خرمشهر مالِ خودمون شد! برگشت به آغوش وطن!
نزدیک سوم خرداد که می شه ،نوای "ممد نبودی.." دلهارو روونه ی خرمشهر میکنه،
روزهای آزادی.. و فراق از نبود سید محمد علی جهان آرا
سید محمد نبود تا ببینه که بچه ها گل کاشتن!!! آخه سید برای خرمشهر خیلی زحمت کشید
تو جریان کشف کودتای نوژه با سِمَت فرمانده پایگاه سوم دریایی خرمشهر برای حفظ امنیت و در جریان حماسه ی خونین شهر، با سِمَت فرمانده سپاه خرمشهر، فعالیتهای چشمگیری داشت.البته همزمان جهاد سازندگی خرمشهر رو پایه گذاری کرد و واحد عمرانی سپاه رو تاسیس کرد.
وقتی ارتش عراق حمله کرد مردم وضع بدی داشتن.سید برای نجات مردم به خیابونها می رفت.کمک سید محمد به قدری تأثیر داشت که یکبار با نجات دختری، باعث شد پدرِ مُسنِ اون دختر داوطلبانه لباس رزم بپوشه و به جمع بچه ها ملحق شه.اون پیرمرد می گفت:
"چهره ی مصمم و اراده ی قوی محمد این جرأت را به من داد"
در گیر و دار جنگ و اشغال خرمشهر امیدی به زنده موندن نبود، بچه ها با بی سیم شهادتنامه ی خودشون رو می گفتن و یک نفر یادداشت میکرد. بچه ها می گفتن:"ما که رفتنی هستیم حداقل بگذارید چند تا از آنها را بزنیم و بعد برویم"...
با بی سیم به جهان آرا اطلاع دادند: " پل را گرفته اند و خرمشهر سقوط کرد !!! "
سید با صلابت پیغام داد:" مواظب باشيم، ايمانمان سقوط نکند "
سید محمد آگاهی سیاسی و اجتماعی ویژه ای داشت، از مطالعه ی متون انقلابی غفلت نمی کرد،به برادران سپاه می گفت:"... از طولانی شدن دوران امتحان و افزایش سختی ها نهراسیم.زیرا علاوه بر اینکه خود را از قید انکار شرک آلود و وابستگی ها پاک و خلاص می کنیم.ریشه و نهال انقلابمان عمیق و استوارتر می شود و از انحراف و شکست مصون می ماند."
"ولنبلونکم حتی نعلم المجاهدین منکم و الصابرین و نبلوا اخبارکم"
" و البته شما را در مقام امتحان می آوریم تا آن را که در راه خدا جهاد دارد و صبر میکند معلوم سازیم و اخبار و اظهارات شما را بیازماییم"—سوره ی محمد آیه ی31—
توی وصیت نامه ی سید محمد، حرفهای قشنگی بود:
«...ای امام! به عنوان کسیکه شاید کربلای حسینی را در کربلای خرمشهر دیده ام سخنی با تو دارم که از اعماق جانم بر می خیزد و آن این است:
"ای امام! از روزی که جنگ آغاز شد و تا لحظه ای که خرمشهر سقوط کرد من یک ماه به طور مداوم کربلا را دیدم، هرروز که حمله ی دشمن با برادران سخت تر می شد و راه نجاتی نبود به اتاق جنگ می رفتم ،گریه آغاز کرده و فریاد می زدم:
ای رب العالمین بر ما مپسند ذلت و خواری را"....»
امام حسین(ع) فرمودند:
"مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است"
سید محمد علی جهان آرا،شهریور 1333 پا به دنیا گذاشت و شهریور 1360 پا به ملکوت...
در سانحه ی هوایی در منطقه ی کهریزک تهران به همراه 14 فرمانده ی دیگر از جمله تیمسار فلاحی، فکوری،نامجو،...به شهادت رسید.
می دانی از شهریور ماه سال 60 تا خرداد ماه سال61 ، 9 ماه جهان آرا در کنار بچه ها نبود
اما وقتی صدای آزادی شهر به گوش می رسید، جای خالی سید محمد بیشتر احساس می شد...
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
آه و واويــــلا... كو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
آه و واويلا... كو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما »
اي نخل غلتيده به خون
اشكي از شادي
هم چو من بفشان ... روز آ ز ا د ي
خيل ياران را ... خيز و ياري كن
دشت شادي را ... آ بـياري كن
نخل در آ تش شعله ور
گر چه شد بي سر
نو بتي د يگر گشته بار آور
شهد پيروزي خوشـهء خر ما
زورق ومن ... ماهي و در يا
ممد نبودي ببيني
گر يهء باران لاله رو يا ند از تربت ياران
گشته آبادان هرچه و يران شد
تربـت ياران گلباران شد
«ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
آه و و ا و يـــلا... كو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما »
شادروان بخشو(جهانبخش کردی زاده) و کویتی پور آفرینندگان این نوحه خاطره انگیز

روزهای عمر خود گذشتند .
از دل زخمهاي خرمشهر
ميآيم
زخمهايي عاشق و پرپر گشته
که نخلهاي نگاهم را
درکارون حماسه
رويانده
آي شهر تابان ولايت عشق
خرمشهر !
تو بهار شعر شهادتي
سلام بر حماسههاي سرخت
که آفتاب را
به سجده وا داشته است
خرمشهر !
اي سرود روشن باراني
سلام بر شقايقهاي نگاهت
که شکوفهها را
به دلهاي گُر گرفته
پيوند ميزند


















