
به گزارش ايسنا ، مقامات ستاد حوادث غيرمترقبه مركزي برزيل در گفتگو با رسانههاي دولتي اين كشور ، تصريح كرد: بر اثر بارش شديد باران در 11 منطقه در شمال اين كشور و وقوع سيلاب بيش از 45 نفر جان خود را از دست داده و اكثر آنها از مناطق «سيرا» و «مارانهائو» بودند.
اين در حاليست كه بر اساس اعلام اين ستاد ، 378 هزار نفر از ساكنان مناطق شمالي برزيل بر اثر وقوع سيلاب مجبور به تخليه خانههاي خود شده و هم اكنون در پناهگاههاي اين ستاد سكني گزيدهاند.
بيش از يك ميليون نفر از 407 منطقه شهري در برزيل بر اثر وقوع اين سيلاب زندگيشان تحت تاثير قرار گرفته و جادهها بر اثر وقوع سيلاب به طور كامل بسته شده و زندگي در اكثر مناطق برزيل مختل شده است.
گفته ميشود كه دولت ميزان خسارات اين سيلاب را 500 ميليون دلار برآورد كرده است.
«لوئيز ايناسيو لولا داسيلوا» ـ رييس جمهور برزيل ـ نيز در ديدار از مناطق سيلزده به خانواده قربانيان اين سيلاب تسليت گفت و به آنها قول داد كه تمام تلاش خود براي بهبود بخشيدن به زندگي سيلزدگان به كار گيرد.
علاوه بر اين اداره هواشناسي مركزي برزيل نيز اعلام كرده كه احتمال وقوع سيلاب در مناطق جنوبي اين كشور به دليل ريزش بارانهاي فصلي وجود دارد، چرا كه طي 80 سال اخير خشكسالي در اين مناطق بيداد ميكند.
An Indonesian army transport plane with more than 100 people aboard has crashed into a village on eastern Java, killing at least 78 people, officials say.
At least two people died on the ground when the Hercules came down near Madiun, hitting houses before skidding into a rice field where it caught fire.
An air force spokesman warned the death toll could rise further as the evacuation of the crash site continued. 

The plane had been flying from Jakarta to eastern Java when it crashed.
It missed landing at Iswahyudi air force base and struck houses in the village of Geplak, 4km away, at around 0630 local time (2230 GMT).
Visibility appears to have been good and there is no indication yet of why the plane crashed.
Initial reports say the last contact with the crew was a few minutes before the plane came down, as it was making its final approach to land.
Tail intact
Air force spokesman Bambang Sulistyo said the C-130 Hercules had been on a routine training mission, and was carrying 112 passengers and crew.
|
TV footage has shown soldiers with stretchers trying to evacuate casualties from the scene. Reports say the site is difficult to reach because it is on the edge of a rice field.
"About 15m of the tail is still intact but the body to the front is broken and burnt," said a local official named Suwardi in the district of Magetan.
"Earlier we heard blasts but not anymore, now the plane is still on fire."
A doctor in a hospital in Madiun, Restu Kurnia Cahyani, told Reuters they were treating four people for brain concussion and bone fractures.
The location of the crash is near the border of the districts of Madiun and Magetan, about 150km south-west of Indonesia's second-biggest city, Surabaya.
Air force accidents
Indonesia's air force has long complained of being underfunded and handicapped by a recently lifted US ban on weapons sales, correspondents say.
It has suffered a series of accidents, including a Fokker 27 plane that crashed into an airport hangar last month, killing all 24 aboard.
An Indonesian air force Hercules overshot the runway at Wamena airport in Papua on 10 May. One person was reportedly injured in that incident.
In response, the air force said it would check its Hercules fleet, which is being upgraded with airframe and engine capability improvements.
The Lockheed C-130 Hercules is in use around the world as a military transport with a reputation for versatility and performance.
به گزارش آسوشیتد پرس، یک مرد نیکوکار ناشناس که اهل آتلانتای آمریکا است مبلغ 100میلیون دلار با هدف ساخت خانه برای افراد بیسرپناه و آواره سراسر دنیا به مرکز بینالمللی حمایت از آوارگان جهان هدیه داد.
این مرد نیکوکار که تلاش شده مشخصات وی عنوان نشود اعلام کرده که در گذشته وی نیز بیخانمان بوده و با کمک مردی نیکوکار توانسته امروز جایگاه و وضعیت مالی عالی داشته باشد از همین رو قصد دارد تا بیخانمانهای دنیا را حمایت کند.
مسئولان این مرکز بشردوستانه اعلام کردهاند که با این بودجه هنگفت میتوانند 60 هزار خانه و مرکز حمایت از افراد بیسرپناه و آواره راهاندازی کنند.
به گفته مدیر این مرکز حمایت از افراد بیبضاعت، این مرد نیکوکار با این حرکت بشردوستانه میتواند بیش از دویست هزار بیخانمان را در سراسر جهان اسکان دهد.
به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه این سازمان دربیانیه خود اعلام کرد نزدیک به نود و پنج درصد از موارد شناسایی شده از آمریکا، مکزیک و کانادا هستند و این درحالیست که کشورهای ژاپن با یکصد و بیست و پنج مورد، اسپانیا با یکصد و سه مورد و انگلیس با یکصد و یک مورد، دراین زمینه در رده های بعدی قرار دارند.
سازمان بهداشت جهانی می گوید درمجموع، هفتاد و چهار نفر دراثر ابتلای به این بیماری در جهان جان باخته اند.
•آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند
آيا بود كه گوشه چشمي به ما كنند (حافظ)
به مسجد فاطميه (س) معروف به «خانوم» كه ميرسيدي، هر صبح و شام و در هر وعده ايستادن به نياز و نماز، صف در صف، كساني را مييافتي كه در پي قدقامت او، دل به آسمان ميسپردند. قنوت و ركوع و سجود و تكبير و قيام بود كه در سبد سبد بهشتي، به دست و بال فرشتگان تا به عرش ميرسيد. درست پانزده سال پيش بود و در فصل پر حرارت تابستان قم. نوجواني كه در اوج رسيدن به مدارج علمي و معرفتي حوزهها آرزوها داشت. نماز كه پايان يافت پير دلربايي از محراب برخاست كه با چشمانش دل ميربود. جادوي نگاهي كه در جايي نمييافتي، جز به جمع واصلان حق. از باب طلب خير به كلام عشق ميخواستم بدانم كه سر در گرو سربازي امام غايب (عج) نهم يا خير؟ با اشاراتي سريع، كريمهاي از صحيفه الهي را باز فرمود و با همان قامت تكيه داده بر كنارة محراب، سر و دست به پائين تكان دادند؛ آن هم دو بار و اين يعني بسيار خوب، با تأكيد. به هنگام استخاره با هيچ كسي سخن نميگفت. تنها با اشاره دست و چشم و ابرو، سخناني ميفرمود كه هزاران جمله در خود داشت.
•هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از ياد من آن سرو خرامان نرود
آنچنان مهر توام در دل و جان جاي گرفت
كه اگر سر برود از دل و از جان نرود (حافظ)
سالي نگذشته بود كه به اشارت و رهنمود او در طلب علم دين گام نهاده بودم. درست چهار ماه گذشته از بهار 1374 در نخستين روزهاي تير ماه و گرماي سخت عصر جمعه قم، كمتر كسي را در كوچه و خيابان مييافتي و من كه از بحث صمديه، باز ميگشتم، از مدرسه به سمت كوچه ارك راهي بودم. از كوچه ارك كه پاي در خيابان ارم گذاشتم، ايشان بود و در كنارشان طلبهاي كه ميشناختمش. هر دو وارد كوچه ارك شدند و من نيز به آنان پيوستم. تنهاي تنها و در خلوتي سه نفره. طلبه پرسشهايش را گفت و پاسخي شنفت و رفت. و من ماندم و وجود نوراني مردي كه تصور تنها بودن با او را هيچگاه نداشتم. سرشار بودم از شوق؛ آنچنان كه به طرب آمده باشم. گويا سالها بود كه ميشناسدم. همچون پدري مهربان، سرشار از تبسم و مهر و صميميت، عصا به دست، عمامهاي ساده، لباسي تميز و قديمي و شالي بافتني بر كمر بسته، آهسته ميرفت. سخنم را كامل ميشنيد و چون سخن ميگفت به رسم ادب ميايستاد و پاسخ را ميفرمود.
پرسيدم: «حضرت استاد! كسب و علم و معرفت آنچنان هم كه ميگويند، آسان و كوتاه نيست. چه بايد كرد؟» تبسّم فرمود و گفت: «عزيزم! راه را كوتاه و بار را سبك كنيد. سبك بار باشيد، تا آسوده راه رويد. مسافت طولاني است و سخت و دشوار. بار سنگين شما را باز ميدارد از ادامه راه. بارتان را كم كنيد. گناه نكنيد و از معصيت دوري جوييد تا بار سبك شود و مسافت كوتاه. براي كم كردن بار، گناه نكنيد!»
عصايش را حركت داد و به راه افتاد و من در پي ايشان باز پرسيدم: «حضرت استاد! چه بسيارند جوانان مشتاقي كه به انسان رجوع ميكنند. براي ترويج معنويت و امور ديني و بالا بردن سطح بهرهوري و باردهي معنوي به آنها چه كنيم؟» دوباره ايستادند و با نشاط و صميميتي بيشتر، دستشان را جلو آوردند و فرمودند: «با دست پر جلو رويد. خودتان را كه اصلاح كنيد، دستانتان پر خواهد بود. با دست پر حركت كنيد. مطمئن باشيد، مؤثر خواهيد بود. خودتان را كه اصطلاح كنيد، ديگران به شما روي ميآورند و به سمت شما ميآيند. باز هم ميگويم، راه را طولاني نكنيد؛ مسافت را كوتاه و بار را سبك كنيد!»
و اين جملات كوتاه را كه مينگارم، ايشان برايم به تفصيل ميفرمود؛ با شاهد مثال، شعر و حديث و آيه، قصه و حكايت و حادثه. آنچنان كه بندبند آن در تمام وجودم حك ميشدند. دوباره پرسيدم: «كدام يك از اساتيد اخلاق بهترند؟ و در اين راه چه بايد كرد؟» و دوباره تبسم ايشان بود كه شكفت. شايد به ناپختگي و ناداني من كه از استاد كامل معرفت و عشق چنين پرسشي مينمودم. آب در كوزه و من تشنه لبان گرد جهان ميگشتم. سپس با خندهاي پدرانه فرمود: «عزيزم! اينها ملاك نيست. خيلي از افراد به دنبال استاد و معلم اخلاق ميروند، اما به همان چيزي كه ميدانند، عمل نميكنند. در آغاز كار بسياري هستند كه تشنه معرفت و اخلاق هستند. به ظاهر تشنهاند، اما ممكن است همان شيداي تشنه لب، استاد خود را به قتل برساند؛ همچون ابن ملجم كه شاگرد اميرالمؤمنين (ع) بود. بايد مجاهده با نفس را كامل كنيد، سپس به اين مرحله برسيد. «لَنَهْدينّهَم سُبُلَنا» بايد حاصل شود. اگر ديديد هدايت در مسير خدا به دست نيامده، بدانيد كه مجاهدهتان ناقص بوده. مجاهده را كامل كنيد؛ يقين بدانيد كه خداوند همه امور را اصلاح خواهد فرمود. هدايت خداوند در صورتي كامل و تمام ميشود كه مجاهده شما كامل باشد»
ايشان ميگفت و من ميشنفتم؛ جلمه جمله نورانياش را. به منزل ايشان كه رسيديم، دستان فرتوتشان را به دو دست گرفتم و لب بر آنان نهادم با تمام وجود. با خويش ميخواندم مصرعي را كه بارها از ايشان شنفته بودم: «در خانه اگر كس است، يك حرف بس است» و حال آنكه در آن دقايق، حرفها به من فرمود. از آن عصر به يادماندني، شبي چند نگذشته بود كه در بازگشت از نماز عشاء در پي ايشان دوان دوان شدم؛ در عطش نوشيدن جرعهاي ديگر از كلامش. اينبار پرسشي را كه در ادامه زيارت آن عصر در ذهنم ايجاد شده بود، باز گفتم: «حضرت استاد! براي كامل كردن مجاهده و كسب توفيق خدمت به اسلام، لذّت عبادت و انسان شدن، آسانترين راه و كليد چيست؟» همچون پيش ايستاد و اين بار با قاطعيت، دقيقاً چنين فرمود: «نماز شب، نماز شب، نماز شب! نماز شب كليد توفيقات روز است.»
•گويي از صحبت ما نيك به تنگ آمده بود
بار بر بست و به گردش نرسيديم و برفت (حافظ)
صبر است مرا چاره هجران، صبر! ديگر چه جاي شكايت و اشك و شراره آه؟! با كسي كه پاي در عقال عقل، بسته نام و ننگ و فريب است، چه جاي شرح فراق و داغ تو؟! «فراق يار نه آن ميكند كه بتوان گفت» با تو لحظهاي از لحظات بودن، آرزوي ديرينه ساكنان سختي كشيده معرفت است. هر كسي را كه راه نيست بر حلقه مستان خراباتي! عاقلان، خرابيِ خرابات را مينگرند و شيدايان، آبادي خراب آباد دل. فهم اين جمله كه داند «ساخت ما را هم او كه ميپنداشت / به يكي جرعهاش خراب شديم» (محمود سنجري)
تنها ماييم كه دير رسيده بر قافله معرفت تو، انگشت حسرت به لب، ميخوانيم كه «نشان يار سفر كرده از كه پرسم باز» دلخوش به آنيم كه با قافله مطيعان خدا و رسول و وارثان انبيا و صديقين و شهدا و صالحان، آشناييم و سربلنديم كه رفيق و همنشين آنان، هر چند دورادور و پاي در گل و مانده در دام نام و نان! اگرچه «زبان خامه ندارد، سر بيان فراق»، ليك خرسنديم به دوستي با دوستان بهترين دوستان خدا و پيوستگي با كريمه نور كه فرمود: «وَ مَنْ يُطع الله و الرسول فاولئك مع الذين اَنعَمَ الله عليهم من النّبيّينَ و الصّديقين و الشهداء و الصالحين و حَسُنَ اولئكَ رفيقاً» (نساء/69)
داغ دل ما را چه شفا و مرهمي است، جز به اين اميد كه شادان و خرامان به حريم آسمانيان در زمزمه با امام غايب از ديده، چنين پر كشيدي اي آسماني مرد!
مزن بر دل ز نوك غمزه تيرم
كه پيش چشم بيمارت بميرم
چنان پر شد فضاي سينه از دوست
كه فكر خويش گم شد از ضميرم
قدح پر كن كه من در دولت عشق
جوانبخت جهانم گرچه پيرم
خوشا آن دم كز استغناي مستي
فراغت باشد از شاه و وزيرم
من آن مرغم كه هر شام و سحرگاه
زبام عرش ميآيد صفيرم (حافظ)
كنون كه وجود ايشان در جوار رحمت حق آرميده و بانگ الرّحيل فرموده، شنوايان و بينايان اهل راز، اين خطاب حق را ميشنوند و ميبينند:
«و سلامٌ عَليه يَومَ وُلِدَ و يَومَ يَموتُ و يَوْمَ يُبعَثُ حيّاً» (مريم/ 15)
پدرش "ويليام ادوارد شور" يكي از اعضاي اشراف زاده دربار به شمارميرفت و فلورانس كوچك، در يك خانه بزرگ و راحت دوران كودكي خود را گذراند. در نامههاي محرمانهاي كه از او يافت شده نوشته "از كودكي براي خدمت به بيماران و بيپناهان الهاماتي از سوي خداوند به قلبم ميرسيد." هرچند در رشته پرستاري تحصيل نكرد اما علاقه زيادي به درمان بيماران داشت. در سال ۱۸۵۳كه جنگ ميان تركيه و روسيه آغاز شد فرانسه و انگليس به ياري تركيه شتافتند و سربازان خود را به جنگ اعزام كردند.
در آن زمان تيتر روزنامههاي "تايمز لندن" خبر از جنگ و توصيف اوضاع وخيم بيمارستانهاي نظامي انگليس را ميداد. در اين گزارشها آمده بود تنها ۲۰پرستار در جبههها فعاليت ميكنند، بيمارستاني وجود ندارد و حتي باند براي پانسمان هم نيست.
با انتشار اين گزارشهاي جنجال برانگيز، فلورانس از وزير جنگ انگليس درخواست وسايل و امكانات بهداشتي كرد و سپس با همراهي ۳۴پرستار زن با شجاعت تمام پا به اعماق خاك تركيه گذاشت و به ياري مجروحان شتافت.
شبها با فانوسي كوچك در راهروها و اتاقهاي مجروحان آهسته راه ميرفت، سربازان با ديدن او احساس آرامش ميكردند. براي آنان نامه مينوشت، اخبار جنگ را بيان ميكرد و همدم مهرباني براي مجروحان جنگي بود.
فلورانس با چهرهاي آرامبخش براي اينكه سربازان دست از ميگساري بردارند، اتاقي براي مطالعه و بازيهاي سالم آنان راهانداخت.
او بر اثر كار مداوم و همدمي با بيماران دچار تب وحشتناكي شبيه تيفوس يا مالاريا شد كه در آن هنگام قربانيان زيادي را به كام مرگ كشانده بود و فلورانس نيز بر اثر اين بيماري بشدت ضعيف شد.
جنگ پايان يافت و او به لندن بازگشت. هرچند ميخواست گمنام بماند اما نامش بهعنوان فرشته سر زبانها بود ولي براي اينكه خود را از چشم ديگران دور نگه دارد، بگونهاي خود را پنهان كرد كه گويي مرده است.
فلورانس همراه "ويليام فار" يك پزشك نظامي و فرد نيكوكاري به مدت ۲۰ سال براي بهبود وضعيت بيمارستانها و نظام آموزشي پرستاران تلاش كردند.
اين پرستار جنگي كه چندين كتاب درباره مراقبتهاي پرستاري نوشت معتقد بود بيمار به هواي سالم، نور، گرما، پاكيزگي، استراحت و غذاي خوب نياز دارد.
نايتينگل، نخستين مدرسه عالي آموزش پرستاري را سال ۱۸۶۰در بيمارستان "سن توماس" لندن راهاندازي و مديريت كرد.
هرچند سلامت جسماني او تحليل رفته بود اما شهرتش از لندن به آمريكا و هند نيز رسيد بگونهاي كه يك معمار و تاجر ليورپولي بهنام "ويليام راتبون" در سال ۱۸۶۰مبلغ زيادي در اختيار فلورانس گذاشت تا يك بيمارستان بسازد.
بيمارستانهايي كه او ساخت مطابق استاندارد و الگوي بهداشتي بود و طبقات مختلف آن به بخشهاي ويژهاي مثل زنان و زايمان، روان، كودكان و جراحي اختصاص داشت.
چند سال كار مداوم و سخت پس از جنگ، توان او را بسيار تضعيف كرد بگونهاي كه در آخرين سالهاي عمر نابينا شد و نميتوانست مانند گذشته به وظايف خود عمل كند تا اينكه در ۱۳آگوست ۱۹۱۰در لندن چشم از جهان فرو بست.
Magnitude 7.9 - EASTERN SICHUAN, CHINA
2008 May 12 06:28:00 UTC
Earthquake Details
| Magnitude | 7.9 |
|---|---|
| Date-Time |
|
| Location | 31.021°N, 103.367°E |
| Depth | 10 km (6.2 miles) set by location program |
| Region | EASTERN SICHUAN, CHINA |
| Distances | 80 km (50 miles) WNW of Chengdu, Sichuan, China 140 km (90 miles) WSW of Mianyang, Sichuan, China 345 km (215 miles) WNW of Chongqing, Chongqing, China 1545 km (950 miles) SW of BEIJING, Beijing, China |
| Location Uncertainty | horizontal +/- 4.9 km (3.0 miles); depth fixed by location program |
| Parameters | NST=233, Nph=233, Dmin=592.2 km, Rmss=1.24 sec, Gp= 25°, M-type=moment magnitude (Mw), Version=A |
| Source |
|
| Event ID | us2008ryan |
العربيه مدعی شد:آ نفلونزاى خوكى هم در تركيه يافته شد و هم از امريكا با گذر از دبى به هند رفت. با اين دو مورد، خطر اين بيمارى واگير و نوظهور به دروازه هاى ايران رسيد، وزنگ های خطر رای برای ايران و ايرانيان بصدار درآورد. مسئولان بهداشت و ايمنى در تركيه در روز شنبه 16/5/2009 خبر از آن دادند كه اولين مورد از علايم ابتلا به ويروس (اچ 1 ان1) يا بيمارى انفلونزاى خوكى را در بدن يك مسافر يافته اند كه از امريكا وارد كشورشان شده است.
وى كه يك فرد امريكايى است از امريكا به آمستردام و سپس به فرودگاه آتاتورك استانبول رفته است تا از آنجا راهى عراق شود.
از سوى ديگر مقامات وزارت بهداشت هند نيز در همين روز اعلام كردند كه نخستين حالت ابتلا به اين بيمارى را در حيدر آباد جنوبى مشاهده كرده اند. بيمار هندى نيز از امريكا آمده است و در فرودگاه دبى توقف كرده است.
دبير وزارت بهداشت هند، در باره ى اين بيمار گفت كه مسئولان بازررسى بهداشتى فرودگاه از او آزمايش گرفتند و او را در قرنطينه مورد مراقبت قرار دادند. وينيت چودرى افزود: اطرافيان بيمار نيز به قرنطينه رفتند و تحت مراقبت پزشكى قرار گرفتند.
اين مسئول هندى هم چنين گفت: اوضاع مسافرانى كه همراه بيمار در هواپيما بوده و وارد هند شده اند، تحت بررسى است.
گفتنى است كه به گزارش سازمان بهداشت جهانى تا كنون حدود 7500 تن در جهان به اين بيمارى كه آميخته اى از ويروسهاى مبتلابه خوكها، مرغها وانسانها است، گرفتار شده اند و 65 نفر در 34 كشور جهان به دلیل همين بيمارى جان باخته اند.
به گزارش خبرنگار مهر در بوشهر، به رغم اینکه مردم بوشهر در زندگی با چنین آب و هوایی عادت کرده اند، اما گرد و خاک امروز علاوه بر ایجاد تنگی نفس برای شهروندان بوشهری، اشک آنان را نیز در آورد.
امروز گرد و خاک در بوشهر مهمان چشمان اشک آلودی شد که مرثیه تبعات خشکسالی و عدم بی توجهی مسئولین را فریاد می زنند.
به دلیل وزش باد نسبتاً شدید میزان گرد و خاک در بوشهر به اندازه ای است که میدان دید کاهش یافته و مردم به سختی در حال عبور و مرور در خیایانها هستند.
گرد و خاک امرو بوشهر اعلام خطری است از روزهای سرخ رنگ تابستان که سرخی گرد و خاک و کم آبی احتمالی و قطع مکرر برق در اوج گرمای سوزان این منطقه، زندگی را بر ساکنان آن سخت تر خواهد کرد.
پدیده گرد وخاک که به گفته کارشناسان از سمت کشورهای عراق و عربستان سعودی به آسمان استانهای جنوبی و جنوب غرب کشور نظیر خوزستان و بوشهر وارد می شود به علت خشکسالی و نبود بارندگی کافی در این مناطق در دو سال اخیر شدت گرفته است
.
ایجاد جنگلهای مصنوعی موجب کاهش گرد و خاک خواهد شد
در همین راستا یک کارشناس محیط زیست به خبرنگار مهر گفت : ایجاد فضاهای سبز و جنگل های مصنوعی در اطراف بوشهر موجب کاهش گرد و خاک و جذب آن توسط درختان خواهد شد.
مسعود علی خواه با ذکر مثالی اضافه کرد: به عنوان نمونه در شهرستان دشتستان به لحاظ داشتن درختان نخل انبوه میزان گرد و خاک نسبت به دیگر مناطق استان کمتر است.
وی اظهار داشت: طی سالیان اخیر در کنار نیروگاه اتمی بوشهر نهالهایی برای ایجاد جنگلهای مصنوعی کاشته شد که به دلیل بی توجهی و عدم رسیدگی مناسب بخش عمده ای از آنان از بین رفت.
پرواز امروز تهران - بوشهر در شیراز به زمین نشست
مدیر کل فرودگاه های استان بوشهر نیز به مهر گفت: به دلیل شرایط جوی نامساعد و فقدان دید کافی پرواز تهران - بوشهر در استان فارس و شهر شیراز به زمین نشست.
حمید رضا سیدی در گفتگو با خبرنگار مهر افزود: در حال حاضر دید در فرودگاه بوشهر کمتر از یک هزار و 200 متر است که برای فرود هواپیما دید نباید کمتر از دو هزار متر باشد.
وی در خصوص پروازهای امشب بوشهر نیز اظهار داشت: باتوجه به اینکه وضعیت دید با گذشت زمان در حال بدتر شدن است احتمال لغو پرواز دیگر پروازهای بوشهر خواهد بود.
مدیرکل فرودگاه های استان بوشهر یادآور شد: در صورت لغو پروازها متعاقباً اعلام خواهیم کرد.
بیمارن قلبی و عروقی از منزل خارج نشوند
معاون بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی بوشهر نیز به مهر گفت: با توجه به شرایط موجود وضعیت گرد و خاک معلق در هوا بیماران قلبی، تنفسی و عروقی سعی کنند از منزل بیرون نیایند
.
دکتر عبدالمحمد خواجه ئیان افزود: افراد عادی نیز تا حد امکان در فضای باز کمتر رفت و آمد کنند و اگر ضرورت حضور آنان نیز در فضای آزاد هست از وسایل حفاظت تنفسی مثل ماسک استفاده کنند.
وی به رانندگان بوشهری نیز توصیه کرد در این وضعیت شیشه های خودروهای خود را نیز بالا بکشند.
تیمهای پزشکی در بوشهر در حالت آماده باش
خواجه ئیان یادآورشد: هم اینک تیم های پزشکی سیار ، ثابت و فوریتها برای خدمات رسانی ضروری در آماده باش هستند.
|
|
|
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟ برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه»و«حرفهای دلنشین » را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند در آن بین ، پسری برخاست و پیش ازاین که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد: یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند. یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود. رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند . داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد. راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟ بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است ! راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی. از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود. ›› قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود
|
محمدرضا مددي امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در قم با اشاره به حادثهاي كه در نيروگاه برق حرارتي قم اتفاق افتاده است، اظهار داشت: متاسفانه دو نفر از كارشناسان نيروگاه برق حرارتي قم در اين حادثه جان خود را از دست دادهاند.
وي ادامه داد: اين حادثه در ساعت 10:30 دقيقه روز يكشنبه اتفاق افتاده است و دو نفر از كارشناسان در حالي كه مشغول به كار در اتاق خود بودند بر اثر جدا شدن قطعهاي بر اثر تبخير و برخورد بخار آب با آنها به شدت دچار سوختگي شده و در دم جان باختند.
مسئول روابط عمومي نيروگاه برق حرارتي قم با بيان اينكه علت حادثه هنوز به صورت كامل مشخص نشده است، تصريح كرد: كارشناسان فني و چند كارشناس از اداره كار مشغول بررسي علت وقوع حادثه هستند و بهزودي علت اين حادثه ناگوار مشخص ميشود.
افسر آماده منطقه یک آتشنشانی تهران در گفتگو با مهر با بیان این خبر افزود: بامداد روز سه شنبه طی تماس با مرکز فرماندهی سازمان آتش نشانی یک فقره آتش سوزی در کارگاه آبکاری بازار آهنگران گزارش شد.
امیر روستایی ادامه داد: هنگامی که آتشنشانان به محل حادثه رسیدند آتش تمام قسمتهای کارگاه را فرا گرفته بد و آتش در حال سرایت مراکز تجاری مجاور بود.
آتشسوزی در این مکان که انباشته از مقادیر قابل توجهی از انواع مواد شیمیایی، اسیدی، مایعات قابل اشتعال، سیلندرهای گاز 50 کیلویی و انواع مواد جامد قابل اشتعال مانند کارتن و نایلون و... است؛ محیط بسیار خطرناکی ایجاد کرده بود. شعلههای مهیب آتش در پشت درهای فولادی و نردههای فلزی بسیار مستحکم محصور شده بود؛ آتشنشانان لولههای آبدهی را در مسیری به طول 100 متر پهن کردند و با به دوش گرفتن تجهیزات آتشنشانی خود را محل آتشسوزی رساندند.
این آتش نشان با اشاره به اینکه آتش نشانان با مانورهای شبانه آمادگی مقابله با آتش سوزیهای بازار را داردن بیان کرد: آنان عملیات خود را با استفاده از پنج رشته لوله آبدهی آغاز کردند و با شعلهزنی از گسترش آتش به مراکز تجاری اطراف جلوگیری کردند.
روستایی ادامه داد: همچنین پس از بریدن نردههای فلزی با استفاده از پنج دستگاه نردبان دستی وارد کانونهای آتش طبقات اول، همکف و زیر زمین کارگاه شدند. آتش نشانان طی دو ساعت عملیات، آتشسوزی را به طور کامل خاموش کردند.
Summary:
| Magnitude | ML 4.9 |
| Region | EASTERN IRAN |
| Date time | 2009-05-11 at 02:14:06.3 UTC |
| Location | 30.33 N ; 57.64 E |
| Depth | 9 km |
| Distances | 54 km E Kerman (pop 577,514 ; local time 05:44 2009-05-11) 113 km NE Bardsir (pop 37,192 ; local time 05:44 2009-05-11) |
به گزارش ايسنا اين دانشمندان با مطالعه روي عجيب ترين كوه آتشفشاني جهان علت فوران گدازه هاي كربني و منحصر به فرد اين كوه را كشف كردند.
تجزيه و تحليل هاي ژئوشيميايي جديد نشان مي دهد كه منشا اين گدازه هاي كربني نادر در واقع مقادير بي نهايت اندك و جزئي از ذوب ناقص مواد معدني معمولي در جبهه بالايي زمين است كه از آتشفشان « اولدوينيولنگاي » در كشور تانزانيا فوران مي كنند.
به گفته محققان هر چند گدازه هاي كربني معروف به كربناتيت ها در طول تاريخ زمين شناسي بارها مشاهده شده اند اما آتشفشان لنگاي در شمال تانزاليا تنها نقطه در كره زمين است كه اين گدازه ها به طول فعال از آن فوران مي كنند.
گدازه هايي كه از اين كوه آتشفشان بيرون مي ريزند از نظر تركيبات بسيار غير معمول و عجيب هستند به طوري كه تقريبا هيچ سيليسي ندارند و بيش از 50 درصد آنها را مواد معدني كربناتي تشكيل مي دهند .
در حالي كه به طور معمول گدازه هاي آتشفشاني حاوي مقادير زيادي سيليس هستند كه نقطه ذوب آنها بالاي 900 درجه سيلسيوس است اما گدازه هاي آتشفشان لنگاي مانند مايع در دماي تقريبا 540 درجه سيلسيوس فوران مي كنند و اين محتوي اندك سيليس باعث مي شود كه حالت مايع گدازه ها بسيار بيشتر شده و در حال جريان شبيه به روغن موتور به نظر برسد.
گروهي از دانشمندان دانشگاه نيومكزيك با همكاري محققان آمريكايي و فرانسوي خود شرح يافته هاي جديد خود درباره اين آتشفشان را در مجله علمي نيچر منتشر كرده اند.
به گزارش ”ايلنا“، رسانههاي محلي اعلام كردند: آنفلوانزاي اسبي يا شبه اسبي در دو استانهاي غربي هند به نامهاي راجاستان و گجرات مشاهده شده است.
يك آزمايشگاه در شمال هند تاييد كرده است كه مرگ اين حيوانات بر اثر ابتلا به آنفلوآنزاي اسبي بوده است، اولين قرباني در ماه ژانويه در استان گجرات بوده و بر اساس اين گزارش 15 اسب ديگر ماه گذشته بر اثر اين بيماري مردهاند.
مقامات مسوول گجرات براي جلوگيري از شيوع بيماري، هرگونه خريد و فروش اسب را در اين استان ممنوع و متوقف كردهاند.
به گزارش شينهوا در راجاستان، 25 اسب تاكنون تلف شدهاند. آنفلوآنزاي اسبي بر اثر نسخهاي از ويروس آنفلوآنزاي A بروز ميكند كه در اسبها اپيدمي شده است اما به گفته كارشناسان اين ويروس ميتواند از مرز بين گونهها عبور كرده و همچنين انسانها را نيز مبتلا سازد.
گفتني است، آنفلوآنزاي اسبي قدرت شيوع و انتشار بالايي در ميان اسبها دارد و دوره كمون آن كوتاه و بين يك تا 5 روز است.
پژوهشگران ميگويند: اسبهايي كه به اين بيماري مبتلا ميشوند دچار علائمي چون تب، سرفههاي خشك و آبريزش بيني ميشوند.
حدود چند روز پيش علي جعفري از كيش به تهران برگشته بود و روز چهار شنبه يكي ازدوستانمان را كه در پارك ارم كار ميكرد ديديم و او يك كارت دعوت براي گردش در پاركارم به ما داد و شب همراه دو تن از دوستانم (علي جعفري، مهرداد كوهستاني) به پارك ارمرفتيم. و مجاني با استفاده از آن كارت تمام تفريحات پارك استفاده كرديم و حدود ساعتدوازده و نيم شب بود كه ناگهان ديوارها و شيشهها شروع به تكان خورد كرد، همه مردم اززلزله وحشت كرده بودند. در عرض چند دقيقه پارك خالي خالي شد ولي ما نه وحشتكرديم نه از پارك بيرون رفتيم. ديگه حدود ساعت يك صبح بود كه آهسته آهسته از پاركبيرون آمديم. همينطور كه از اتوبان به طرف خانه ميآمديم در بين راه يك ماشين پژو راديديم كه كنار جاده پارك كرده و مشغول تعويض لاستيك پنچر شده خود بود ما همتعارفي براي كمك كرديم كه راننده يك شيرهاي تمام عيار بود با لحن شيرهاي خود گفت:داداش چشام ضعيفه نميتونم چرخ جا بزنم. كه خلاصه ما كمكش كرديم و لاستيك و جا زديمو شيرهاي گفت: ميگن تهران زلزله اومده، من تو باغم توي شهريار بودم كه فهميدم، زن و بچم توخونه هستن ميترسم چيزي شده باشن، حالا تهران خيلي خراب شده؟
كه ما جواب داديم نه داداش خيالت راحت باشد و بعد راه افتاديم و اومديم خونه و حدودساعت دو بود كه خونه رسيدم و خوابيدم.
فردا صبح كه رفتم و گواهينامهام را گرفتم فهميدم زلزله خيلي خرابي در شهرهاي ديگهبوجود آورده بعد از ظهر روز جمعه بود من در حال كمك كردن به داداش براي شستنماشين بودم كه علي جعفري اومد و گفت از طرف پايگاه محل هر كسي را كه مايل باشد بهمناطق زلزله زده ميبرند. اگر ميآيي زود باش لباس بپوش كه ماشين داره ميره، من هم تندو سريع لباس تن كردم و رفتم پايگاه ولي خبري از ماشين نبود، خلاصه تا ساعت دوازدهشب منتظر ماشين شديم تا اومد، حدود بيست و يك نفر از شهرك راه افتاديم و رفتيم دراتوبوس صندلي براي نشستن بود، دو پتو در كف اتوبوس پهن كرديم و خوابيديم و چند بارجا را با اين و اون عوض كردن صبج زود ساعت را دقيقٹ يادم نيست به رودبار رسيديم.
زلزله همه جا را ويران كرده بود و به ندرت خانه ديده ميشد كه سقف آن پايين نريختهشده باشد، اولين منظره غم انگيز كه ديدم، برگشتن يك سرباز از پادگان براي خبرداشتن ازسلامتي خانوادهاش و وقتي برگشته در محل خانهاش بجز تپهاي از خاك و آجر نديده بود واز ميان خانواده تنها يكي از خواهرانشان زنده مانده بود. صحنه بسيار دردناكي بود، سربازصورتش را ميان دو دست خود گرفته بود و گريه ميكرد.
رودبار به تمام معنا خراب شده بود خانهها مغازهها فروشگاهها و همه و همه خراب شدهبود در كنار جاده چادرهاي هلال احمر مشاهده ميشد كه خانوادههاي زلزله زده درونآنها بودند. (خانواده كه نميتوان گفت چرا كه از خانوادهها چيزي باقي نمانده بود).
رودبار شهري بود كه در بين دره و كوه قرار داشت و رود بزرگ از ميان آن ميگذشت و اگر ازسمت منجيل به آن شهر ميرفتي اكثريت خانهها در سمت چپ جاده قرار داشت بعضياز خانهها حتي در نوك قلههاي كوههاي آن شهر قرار داشت و تمام شهر توسط درختهايزيتون وحشي پوشيده شده بود.
اگر در چشمان اهالي آن منطقه نگاه ميكردي امكان نداشت غم و اندوه را در آنها نديد -اصلا چشم نميتوان گفت چرا كه از بس گريه كرده بودند به تكه گوشتي قرمز و ورم كردهشبيه بود - چشمها كه از آن ها غم ميريخت. مردم نميدانستند چكار كنند و نه مقصركسي بود كه عقدههايشان را سر او خالي كنند. دوست داشتند كسي را پيدا كنند و با او درددل كنند و از غم مرگ اقوام با او حرف بزنند.
وقتي به شهر رسيديم رفتم و صبحانه كه شامل نون بركي و پنير بود گرفتيم و خورديم و بهستاد رفتيم تا وظيفهمان را بدانيم چند دقيقهاي معطل شديم و بعد معلوم شد كه كار ماقسمت تداركات است و محل آن بيمارستان خراب شده شهر بود راه افتاديم و به طرفبيمارستان كه حدود يك كيلومتر بعد از پل بود رفتم. در بين راه درست زماني كه روي پلبوديم كوه مجاور ريزش كرد البته از آن فاصله به ما آسيبي نميرسيد ولي اين ريزش طوريبود كه قسمت مقابل شهر را كه از طريقي از كنار همان كوه بود جدا ميكرد و امكان رسيدنبه قسمت مقابل را مسدود ميكرد. بعد از گذشتن از روي پل دوباره خانهها و مغازههايخراب را ديديم. آسفالت خيابان و كناره جاده تركهاي عميقي برداشته بود. ژاندارمريشهر كاملا خراب شده بود. در راه چهار تن از بچههاي شهرك كه همگي سرباز بودندديديم. در مقابل بيمارستان كه رسيديم چند دقيقه منتظر مانديم تا كه مسئولمان محل ونوع كارمان را كاملا مشخص كند در اين چند دقيقه در كنار جاده از تپهاي بالا رفتيم. در خانهخانهاي ديديم كه ديوار اطراف آن كاملا خراب شده بود ولي هيچ كس در آن نبود در كنارخانه در يك جعبه يك مرغ و چند جوجه بود كه از گشنگي و تشنگي نزديك به مرگ بودنداز دورن همان خانه از توي يك گوني برنج مقداري برداشتيم و براي مرغ جوجهها ريختمآنها از گرسنگي نميدانستند چكار كنند. بعد صدايمان كردند كه برويم. به داخلبيمارستان رفتيم و ما را به گروههاي هشت نفري تقسيم كرد. كارمان اين بود كه كمكهايارسالي را به تويوتا بار بزنيم و حدود پانصد متر بالاتر خالي كنيم، تقريبٹ تا ساعت ده، يازدهكارمان همين بود البته در بين راه به خوردنيها هم ناخنك ميزديم. در همان موقع يكي ازهمسفرهامان آمد و گفت اين چكاري كه شما خودتان را گرفتار كرديد در شهر مردم در حالمرگ هستند و كسي نيست كه به آنها كمك كند، بياييد به آنها كمك كنيم. سپس همگي بهداخل شهر و قسمتها كه كمتر كمك شده بود رفتيم.
از اين موقع بود كه به عمق فاجعه پي برديم. مردم در حال بيرون آوردن اجساد از ميانويرانهها بودند. بوي شديد تعفن به مشام همگي ميرسيد، حالم تغيير كرد. البته نه بهخاطر از ترس مرده و اين جور چيزها چون كه نه از مرده ميترسم و نه از قبرستان و اينچيزها وحشت دارم بلكه بخاطر درد و غم مردم اين شهر يك زن بود كه شوهر و چندفرزندش را خودش مرده از خرابهها درآورده بود و اين در حالي بود كه تمام شهر به اينوضعيت گرفتار بودند. اصلا به هيچ وجه نميتوان توضيح و توصيف كرد زخميها ومجروحان ناله ميكردند صداي گريه زنان و بچهها همه ما را متاثر كرد. برگشتيم و رفتيممقداري پنبه و باند زخم بندي و محلول بتادين گير آورديم و رفتيم سراغ مجروحين و تايك و دو بعد از ظهر كارمان همين بود ولي چه مجروحين و چه زخميهايي. يك زن بود كهكمرش شكسته بود، يك پيرزن بود كه تا صبح زير آوار مانده بود و فقط سرش از زير خاكبيرون بود يك پسر بچه حدود ده ساله بود كه خشت توي سرش خورده بود و خاك آن باپوست سرش يكي شده بود و چرك كرده و جالب اين بود كه تا بعد از سه روز حتي دستروي سرش نكشيده بود كه خاك آن را تميز كند خلاصه همه جور آدمي پيدا ميشد.
ساعت يك برگشتيم ناهار خورديم و كمي استراحت كرديم و مجهزتر برگشتيم. ازبيمارستان فقط اسمي باقي مانده بود و تمام آن خراب شده بود.
تداركات آنجا لباس مخصوص براي كار كردن آورده بود من رفتم و يك دست لباس خاكيبادگير تحويل گرفتم. حدود ساعت هشت بود كه براي خواب آماده شديم چونكه برقنبود و همه خسته بودند زود براي خواب آماده شديم. رفتيم و پتو تحويل گرفتيم و درمحوطه بيمارستان جايمان را انداختيم كه بخوابيم آمدند و گفتند بايد برويد بيرونبخوابيد و بعد از كمي گفتگو و كشمكش به خيابان جلوي بيمارستان رفتيم و نشستيم و درهمانجا خوابيديم. كه دندان من درد گرفت و آن هم چه دندان دردي و تا نصف شب بيداربودم و نميدانم كه كيخواب رفتم، صبح زود از خواب بيدار شديم و اكثريت تصميم بهبرگشتن گرفتند البته ميگفتند كه چرا ما از شب از بيمارستان بيرون كردند و اين فقط بهانهبود و همگي اين را خوب ميدانستند و من فقط و فقط به خاطر دندان درد شديد راي بهبرگشتن دادم و حدود ساعت هشت و نيم با يك اتوبوس حمل مجروح برگشتيم در راه ازشهر منجيل ديدن كرديم البته در موقع آمدن هم عبور كرده بوديم ولي چون تاريك بود وهمه خواب بودند چيزي نديده بوديم، منجيل يك شهري بود كه تقريبٹ روي يك سطحقرار داشت و اين درست برعكس شهر رودبار بود كه به خانه روي قله و يك خانه كناررودخانه بود قرار داشت و به خوبي ميتوانستيم خرابي شهر منجيل را به خوبي ببينيم. سرمنجيل سالم مانده بود ولي اگر اين سه خراب ميشد معلوم نبود كه چه به سر مردم ميآمدالبته خود شهر منجيل چيزي نميشد زيار در كنار و پشت سد ساخته شده بود بلكه مردمشهر رودبار و روستاهاي اطراف آن دچار خرابي ميشدند.
چون اتوبوس صندلي نداشت در كف اتوبوس پتو انداختيم و خوابيديم و حدود ساعتيك و نيم بود كه به خانه رسيدم، ولي خودمانيم عجب زلزلهاي بود. من كه هيچگاه فراموش نخواهم كرد من قبلا شنيدهبودم كه زمين تركهاي بزرگي برميدارد و دهن باز ميكند ولي باور نميكردم ولي در شهرمنجيل به چشم خدم ديدم شكافهاي به عرض دو الي سه متر در زمين ايجاد شده بود وكوههاي ريزش كرده بودند عجب زلزله بود راديو حدود چهل هزار نفر گزارش كرد ولي منمطمئن هستم بالاتر از صدو پنجاه هزار كشته داده است.
بالاخره روزهاي پايان ماه آوريل، پايان دهه اول اردي بهشت، گذشت، و زلزله شديدي هم نيامد. اساس اين داستان از هشدارهاي غلط تا انعكاس بد در رسانه هاي محلي و توجه بيهوده به يك خبر در سايت مجله نيو ساينتيست، تا مدعيان پيش بيني زلزله كه هشدار هم ارسال مي كنند و هنگامي كه مورد سوال قرارگيرند، پاسخي در مورد روش و مراحل انجام كار نمي دهند و ... مسبباني داشت كه اكنون اليته هيچكدام جوابي نمي دهند و ترجيح مي دهند كه اصلا مورد سوال و توجه قرار نگيرند. بالاخره يك چيزي را مطرح مي كنند، اگر گرفت كه عالي مي شود و اگر هم نشد، كه خوب سكوت مي كنند تا آب از آسياب بيافتد!. اين الگوي كلي روندي است كه به التهاب بيهوده و غلط در كرمان انجاميد و هرچه هم ما توضيح داديم كه روش علمي كدام و چيست، البته كارگز نيافتاد. حال چند نكته مي ماند كه به نظرم به آنها بد نيست در همين روزها بپردازيم:
همه مي دانند كه در مناطق لرزه خيز، احتمال رخداد زمينلرزه به ويژه در نواحي نزديكتر به پهنه گسلهاي فعال بيشتر است. آشوبناكي پديده زمينلرزه هم موجب مي شود در قوي ترين مطالعات نيزامروزه نتوان به پيش بيني قطعي دست يافت. بسياري از زلزله ها هم بدون پيش نشانگر شناخته شده - تاكنون - رخ داده اند. بنابراين طبيعت پديده نمايانگر آن است كه در كليت آن تصادفي بودن - حداقل در لحظه رخداد و مكان دقيق آن - بر اساس دانش كنوني بشر وجود دارد. همين موجب شده كه پيشگويان و فال بينان و طالع بينان هم براي خود در پيش بيني زلزله شانسي قائل باشند! به اين ترتيب چه بسا با شير يا خط هم بتوان به صورت تصادفي و اله بختكي بعضي از زلزله ها را پيش بيني كرد، و حتي اگر درصد موفقيت خيلي هم كم بود، يا اصلا دقيق نبود، چون قرار نيست دليل و استدلالي آورده شود - چون در اين روشها اصلا پرسش از استدلال و روش علمي بيهوده است!- پس خواهند گفت كه به ماهيت روش كاري نداشته باشيد، فقط نگاه كنيد و ببينيد كه بالاخره در چند مورد خيلي محدود توانسته اند- البته شانسي - بعضي از زلزله ها را در محدوده خيلي كلي و بسيار دور از محل رخداد! پيش بيني كنند، همين را حمل بر صحت كنيد. من پيشنهاد مي كنم كه اين نوع پيش گويان كه چيزي از روش علمي نمي دانند يا نيازي به آن ندارند، به خود در توليد دليل زحمت ندهند. همان روش شير يا خط را هر كودكي مي تواند امتحان كند، و چه بسا پيش بيني موفقتري هم ارائه دهد! به ادعاي سنجش تغييرات استرس، يا گرانش يا تغيير وضع هوا هم خيلي نياز نيست! با همين روشهاي ساده مي توان به مقصود رسيد. البته در اين صورت ديگر چه نيازي به روش علمي است؟!
ولي اگر باور بر اين است كه چيزي به نام علم و روش علمي هم محلي از اعراب دارد، البته كار كردن در زمينه پيش بيني زلزله كاري است بسيار مشكل، نيازمند همت بسيار عالي و نگاهي دراز مدت. هيجان براي چنين نوع كار پژوهشي مانند سم است، و اصلا نبايد در مرحله حاضر آن را با هشدار واطلاع رساني نا به هنگام و نا به جا، به بيراهه كشاند. راهي كه ما تلاش مي كنيم برويم، اينگونه - استفاده از روش علمي - است. ولي درنظر بگيريد كه چقدر انرژي بايد صرف پاسخگويي و دادن اطلاع درست و تصحيح ديدهاي غلط مثلا در موردي مانند ايجاد هراس در مردم كرمان در هفته گذشته نمود، اين در حالي است كه نيروي سازمانيافته و پژوهشگر حرفه اي در زمينه پيش بيني عملا هنوز در ايران نداريم. داريم تلاش مي كنيم تا گروهي را روي اين موضوع در مقاطع تحصيلي بالا متمركز كنيم.
نكته ديگر هم آنكه با اين نوع هيجان آفريني ها و روند پس از آن نبايد اهميت توجه به مساله كلي كاهش ريسك زلزله كم شود، كه هم بهسازي و مقاوم سازي لرزه اي و هم پيش بيني زلزله بخشهايي از اين برنامه كلي هستند تا بالاخره بتوانيم به طور نسبي ريسك زلزله را كاهش دهيم. برنامه هاي كاهش ريسك زلزله بايد با جديت در مناطق لرزه خيز دنبال شود. اين مناطق هم پهنه هاي لرزه خيز استان كرمان و هم تمامي نواحي ديكر با ريسك بالاي زمينلرزه در ايران را شامل مي شود.
كشتی تایتانیك در 15 آوریل 1912 غرق شد و بیش از 1500 مسافر آن كشته شدند.
هزینه ساخت این كشتی در آن زمان 7 میلیون دلار بود كه به زمان حال حدود 150 میلیون دلار می شود.
9- سقوط تانكر حامل سوخت از پل Wiehltal در آلمان : هزینه 358 میلیون دلار
در تاریخ 26 آگوست 2004، تانكری حامل 32000 لیتر سوخت، از روی پلی در آلمان سقوط كرد و منفجر شد. هزینه اولیه تعمیر پل حدود 40 میلیون دلار خرج داشت و هزینه ساخت پل جدید 318 میلیون دلار
8- حادثه تصادف قطار در كالیفرنیا : 500 میلیون دلار
در تاریخ 12 سپتامبر 2008، در اثر برخورد قطار در كالیفرنیا 25 نفر كشته شدند. پرداخت غرامت بازماندگان این حادثه 500 میلیون دلار برای شركت راه آهن خرج برداشت.
7-سقوط جنگنده B-2 : هزینه 1.4 میلیارد دلار
در تاریخ 23 فوریه 2008، یكی از 21 بمب افكن های B-2 ساخت امریكا لحظاتی بعد از پرواز سقوط كرد. علت حادثه نفوذ رطوبت به سیستم رایانه ای كنترل پرواز بود. این حادثه پر خرج ترین حادثه هوایی جهان نیز است. هر دو خلبان هواپیما با خروج اضطراری نجات یافتند.
هر كدام از این جنگنده ها نزدیك به 1.4 میلیارد دلار ارزش دارند.
6 – نشت نفت از نفت كش شركت Exxon : هزینه 2.5 میلیارد دلار
نشت نفت از یكی از نفت كش های شركت Exxon در تاریخ 24 مارس 1989 كه هزینه پاك سازی نفت رها شده نزدیك به 2.5 میلیارد دلار برآورد شد.
5- انفجار گاز در خطوط لوله شركت Alpha Oil : هزینه 3.4 میلیارد دلار
انفجار در لوله انتقال سوخت یكی از بزرگترین شركت های نفتی جهان در تاریخ 6 جولای 1988 رخ داد و 167 كشته داد.
4- حادثه شاتل Challenger: هزینه 5.5 میلیارد دلار
در 28 ژانویه 1986، شاتل فضایی چلنجر، 37 ثانیه بعد از پرواز منفجر شد. اشكال یكی از مخازن سوخت و نشت سوخت مایع حامل شاتل عامل انفجار بود. هزینه ساخت شاتل بیش از 4.5 میلیارد دلار بود و نزدیك 1 میلیارد دلار نیز هزینه تجهیزات آسیب دیده در اثر این انفجار
3- نشت نفت از نفتكش Prestige : هزینه 12 میلیارد دلار
در تاریخ 13 نوامبر 2002، نفت كش پرستیژ حامل 77000 تن نفت سنگین در نزدیك سواحل اسپانیا دچار حادثه شد. كاپیتان نفت كش از نیروهای ساحلی اسپانیا درخواست كمك كرد. ولی آن ها نفت كش را مجبور كردند كه از سواحل اسپانیا دور شود. بعد از آن بود كه كشتی در طوفان گرفتار شد و سوخت آن در دریا پراكنده شد. هزینه پاكسازی نفت رها شده نزدیك به 12 میلیارد دلار تخمین زده شد.
2- حادثه شاتل فضایی كلمبیا؛ هزینه 13 میلیارد دلار
در تاریخ 1 فوریه 2003، شاتل فضایی كلمبیا در هنگام بازگشت به زمین منفجر شد. علت حادثه سوراخی بود كه 16 روز قبل از حادثه و در هنگام پرواز كلمبیا به سمت فضا در یكی از بال های شاتل ایجاد شده بود. هزینه ای نزدیك به 13 میلیارد دلار برای فرستادن این فضاپیما و مطالعات و تحقیقات انجام شده برای این پرواز صورت گرفته بود. ( به غیر از هزینه خود فضا پیما) . این حادثه پر خرج ترین حادثه سفر تحقیقاتی جهان لقب گرفته است.
1- حادثه چرنوبیل : هزینه 200 میلیارد دلار
در تاریخ 26 آوریل 1986، فاجعه چرنوبیل رخ داد. انفجار در نیروگاه اتمی چرنوبیل باعث آلودگی بیش از 50 درصد سطح كشور اكراین گردید.1.7 میلیون نفر در این حادثه دچار آسیب شدند.هنوز آثار این حادثه مثل بیماری سرطان و … باقی مانده است. هزینه پاكسازی و تعمیر و جبران خسارت این حادثه نزدیك به 200 میلیارد دلار برآورد شده است. فقط ایجاد یك حفاظ فلزی دور این نیروگاه نزدیك 2میلیارد دلار خرج برداشته است.
اما سران بهداشتی جهان هشدار دادند که هنوز در جریان یک پاندمی ممکن است از هر سه نفر در جهان یک نفر به آنفلوآنزای خوکی مبتلا شود.
به گزارش خبرگزاری فرانسه پنج روز پس از تعطیلی اجباری مکانهای عمومی در مکزیکو سیتی برای جلوگیری از شیوع بیماری، دبیرستانها و دانشگاهها یک روز پس از ادارات و رستورانها مجوز بازگشایی پیدا کردند.
وزیر بهداشت مکزیک، آنخل کوردوا، پنجشنبه اعلام کرد که دو نفر به تعداد تلفات و 90 نفر به تعداد بیماران اضافه شده و تعداد کل تلفات به 44 نفر و تعداد بیماران به 1160 نفر رسیده است. اما به گفته او روند بیماری به در کشور رو به کاهش است.
تنها دو مرگ دیگر ناشی از آنفلوآنزای خوکی در خارج از مکزیک، گزارش شده است که هر دوتای آنها در آمریکا بوده است.
در همین حال کیجی فوکودا، رئیس اجرایی سازمان جهانی بهداشت وابسته به سازمان ملل هشدار داد که این ویروس ممکن است در ادامه سال، هنگام شروع فصل آنفلوآنزا در نیمکره شمالی، بیماریزاتر شود.
او در ویدئو کنفرانسی در بانکوک، پایتخت تایلند، گفت: "ضروری است که کشورها هشیاری و نظارتشان را حفظ کنند، تا بتوان تحول بیماری را با حداکثر دقت دنبال کرد."
آخرین ارقام سازمان جهانی بهداشت نشان میدهند که 2099 مورد عفونت با آنفلوآنزای A (H1N1 ) از 23 کشور گزارش شده است.
فوکودا گفت: "بزرگترین خطر بیاعتنایی است. به نظر میرسد به دورهای رسیدهایم که ویروس ممکن است در نقاط مختلف جهان ٱشیانه کند."
"آنچه در حال حاضر میبینیم شکل ملایمتری نسبت به همهگیری جهانی آنفلوآنزای اسپانیایی در سال 1918 با تلفاتی 50 میلیونی است. اما پاندمی 1918 نیز به شکل خفیف در بهار شروع شد و در زمستان بعد شدیدتر شد."
او تاکید کرد: "اگر شما به همهگیریهای قبلی توجه کنید، تخمین عاقلانه این است که یک سوم جمعیت جهان ممکن است آلوده شوند."
فوکودا هشدار داد که کشورهایی دچار سوءتغذیه و میزان بالای عفونت با ویروس ایدز هستند ممکن است در معرض بیشترین خطر شیوع آنفلوآنزای در مقیاس بزرگ هستند."
در همین حال بر اساس گزارش روزانه مراکز کنترل و پیشگیری بیماریها شمار موارد ثابتشده آنفلوآنزای خوکی در روز پنجشنبه از 642 مورد به 896 مورد در 41 ایالت رسید.
ضمنا دانشمندان تاکید کردند اهمیت پیشگیری از سرایت ویروس آنفلوآنزای خوکی به به افرادی است که از قبل به ویروس مرگبار H5N1 عامل آنفلوآنزای حاد پرندگان مبتلا بودهاند.
جان آکسفورد، ویروسشناس از دانشکده پزشکی و دندانپزشکی کویین مری در این باره گفت: "اگر هر دوی این ویروس شخص واحدی را مبتلا کنند، ممکن است ژنهایشان با هم مخلوط شود و به صورت شکل جدیدی از ویروس جهش پیدا کنند که هم شدیدا بیماریزا است و هم به آسانی میان انسانها منتقل میشود."
بر اساس ارقام سازمان جهانی بهداشت از سال 2003 تا کنون ویروس H5N1 عامل آنفلوآنزای حاد مرغی بیش از 250 نفر را کشته است.
به گزارش شبکه تلويزيوني سي ان ان آتشسوزي در مناطق جنگلي سانتا باربارا در جنوب کاليفرنيا همچنان با قدرت ادامه دارد و هيچ نشانهاي مبني بر کنترل اين آتشسوزي توسط اتش نشانان وجود ندارد به همين علت مقامات محلي 6 هزار نفر از ساکنان منطقه را تخليه کردند.
خبرنگار سي ان ان هم در گزارشي از منطقه سانتا بارباراي در جنوب کاليفرنيا با اشاره به گسترش آتشسوزي گفت تا کنون بيش از سي هزار نفر از ساکنان منطقه تخليه و بيش از هفتاد و پنج خانه مسکوني در اتش سوخته و تخريب شدهاند.
خبرنگار سيانان گفت تنها مساله اميدوار کننده در منطقه دچار آتش سوزي شده ان است که دماي هوا کاهش يافته و از شدت وزش باد هم کاسته شده است.
به گزارش خبرگزاری مهر، شرکت eco F3 با همکاری محققان دانشگاه وارویک این اتومبیل جالب توجه را در راستای ارائه محصولی سازگار با محیط زیست ابداع کرده و در ساخت چرخهای آن از هویج، بدنه آن از سیب زمینی و صندلیهای آن از دانه های سویا استفاده شده است.

بدنه این اتومبیل با استفاده از ترکیبی از فیبرهای گیاهی و رزینها تولید شده و نام اولین اتومبیل مسابقه با بدنه دوست دار محیط زیست را برای این اتومبیل گیاهی به ارمغان آورده است.

طبق گفتههاي گو، پيش از زلزله، ابتدا فشار به سنگها و صخرهها افزايش مييابد كه نشانههايي از آن را ميتوان در عکسهاي ماهوارهاي مشاهده کرد.
به ادعاي وي، در اين روش پيشبيني زلزله، تنها محل و شدت زلزله مشخص ميشود، ولي تشخيص اينکه در چه تاريخي انجام ميشود، بسيار سخت است.
اين اولين بار نيست كه چينيها مدعي پيشبيني زلزله در ايران لرزهخيز ميشوند. خرداد ماه 1383 هم يك زلزلهشناس ديگري چيني به نام دكتر Zhonghao Shou مدعي پيشبيني زلزلهاي شديد در تهران با استفاده از تصاوير ماهوارهيي ابرهاي لرزهيي شده بود كه علي رغم جنجالهاي خبري و البته بي اعتنايي جامعه علمي كشور، خيلي زود بياساس بودن آن اثبات شد.
در پي طرح ادعاي اخير، دكتر مهدي زارع، معاون پژوهشي پژوهشگاه بينالمللي زلزلهشناسي در گفتوگو با خبرنگار ايسنا با بيان اين كه با توجه به لرزهخيزي منطقه جنوب ايران و ارتفاعات زاگرس كه هر ساله به طور متوسط حدود 10 زلزله با بزرگي حدود 5 و 6 در مقياس امواج دروني زمين در اين منطقه به وقوع ميپيوندد، اين پيشبيني ارزش تاييد يا تكذيب ندارد، گفت: از طرف ديگر روش بررسي ابرهاي لرزهيي كه مبناي اين پيشبيني است، مورد تاييد مجامع علمي بينالمللي نيست.
وي گفت: اساس نظريه ابرهاي لرزهيي مبتني بر نوسانات الكترومغناطيسي و خروج گاز دي اكسيد كربن از زمين در آستانه وقوع زمينلرزه و شكلگيري ابرهايي خاص است.
دكتر زارع در عين حال از تغييرات آبهاي زير زميني و گاز رادون به عنوان دو پيشنشانگر مورد تاييد مجامع علمي ياد كرد و پيشبيني زلزله اخير در آکويلا ايتاليا با بزرگاي3/6 در مقياس امواج دروني از سوي يك دانشمند ايتاليايي را نشانگر قابليت استفاده از تغييرات طبيعي - در اين مورد، تغييرات گاز رادن - به عنوان راهي براي پيشبيني علمي زلزله خواند.

بیش از 5000 نفر از نسل سومیهای ایران عصر چهارشنبه در بلندترین برج کشورمان میزبان میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی شدند.
به گزارش آفتاب، سومین همایش موج سوم ویژه حمایت از خاتمی و موسوی تنها گردهمایی پرشور و نشاط نسل سومیها نبود و جمعی از سیاسیون و اهل هنر نیز به این همایش آمده بودند تا حمایت خود را از کاندیداتوری میرحسین موسوی اعلام کنند.
داوود رشیدی، بهاره رهنما، پگاه آهنگرانی، از جرگه هنرمندان و دکتر غلامعباس توسلی، ابراهیم یزدی، عبدا... رمضانزاده، سیداحمد هاشمینژاد(برادر شهید هاشمینژاد)، محسن آرمین، سید محمد صدر، مصطفی معین، لطفا... میثمی، محمدرضا خاتمی، هادی خانیکی و محسن امینزاده از جمله میهمانان این همایش بودند.
اولین سخنران این مراسم عبدا... رمضانزاده بود و دومین سخنران سیداحمد هاشمینژاد برادر شهید هاشمینژاد که با تکان دادن پرچم سبزی که در دست داشت و به نشان حمایت از میرحسین موسوی آنرا تکان میداد بالای سن آمد.
وی که دو پرچم سبز در دست داشت، در بخشی از سخنانش گفت: «آنها که میگویند زندانیان سیاسی و خانواده شهدا و جانبازان همراه میرحسین موسوی نیستند، من اینجا اعلام میکنم که با 35 درصد جانبازی و سابقه چندین سال زندان و به عنوان یک عضو از خانواده شهدا، به دستور و به عشق خاتمی به میرحسین موسوی رای میدهم و از سوی بسیاری از خانوادههای شهدا و جانبازان این پرچم را به خاتمی و میرحسین هدیه میکنم».
برادر شهید هاشمینژاد در بخشی از سخنان خود این چند بیت شعر را خواند که «چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم خانهاش ویران باد من اگر بنشینم تو اگر بنشینی چه کسی برخیزد چه کسی با دشمن بستیزد».
هاشمینژاد که سخنانش با تشویق مکرر حاضرین در سالن همراه بود با اشاره به جوانان حاضر در سالن گفت: «چه کسی میگوید که میرحسین موسوی را نسل جوان نمیشناسند پس اینها چه کسانی هستند».
برادر شهید هاشمینژاد در قسمت دیگری از سخنانش به بخشی از سخنان آیتا... صانعی در دیداری که اخیراً مهندس موسوی در قم با ایشان داشت اشاره کرد و گفت: «آیتا... صانعی در این دیدار به آقای موسوی گفتند من شما را خلاصه مدیریت امام(ره) میدانم و نسل جوانی که مدیریت امام(ره) را ندیده انشاءا... با پیروزی شما خواهد دید».
وی گفت: «علیرغم اینکه برخی من را تهدید کردهاند که اگر این حمایت را از مهندس موسوی ادامه دهم چه خواهند با من کرد اما در این جا میگویم 12 سال زیر شکنجه نترسیدم و هم اکنون هم قاطع ایستادهام که این گفته وی با این شعار حاضرین که"زندانی سیاسی آزاد باید گردد" و "مرگ بر دیکتاتور" همراه شد.
پس از این سخنان کلیپی از سخنان میرحسین موسوی با شعر «همراه شو عزیز» پخش شد و پس از آن دکتر فهیمیفرد رئیس اسبق دانشگاه امیرکبیر و محمدرضا بهشتی پسر شهید بهشتی سخنرانی کردند».
داود رشیدی به نمایندگی از هنرمندان و اهل سینما بالای سن رفت و در حالی که عنوان میکرد «از شادی بغضی در گلو دارم» گفت: «به اینجا آمدم تا حمایت خود از میرحسین موسوی را اعلام کنم ما هنرمندان موسوی را از خانواده خود میدانیم».
پس از سخنان رشیدی حدود ساعت 20/18 مهندس میرحسین موسوی به همراه همسرش؛ دکتر زهرا رهنورد وارد سالن شدند که در این لحظه دیگر کنترل حاضرین و بهویژه عکاسان و خبرنگاران رسانههای مختلف که تقریباً همه سن را از حضورشان پر کرده بودند امکانپذیر نبود.
حاضرین در حالی که شعار میدادند «درود بر موسوی، سلام بر خاتمی» عکس و پوسترهایی از خاتمی و موسوی را در دست داشتند که در پایین این عکسها نوشته شده بود «باران که میآید تو میآیی، خرداد ماه ترانهسرایی ماست تا بهار یک زمستان باقی است» و همچنان شعار میدادند که «حمایت از موسوی حمایت از خاتمی است، درود بر رهنورد، موسوی موسوی حمایتت میکنیم» و پس از آن همه حاضرین سرود یار دبستانی را با هم خواندند.
بر اساس این گزارش بعد از سخنان محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که در بخشی از سخنان خود خطاب به میرحسین موسوی عنوان کرد: «پرتاب گاز خردل در مشهد یک نشانه برای شما بود و شما باید منتظر گاز خردل سیاسی و ماجراهایی مانند کارناوال عصر عاشورا باشید»، کلیپی با عنوان از گذشته تا امروز پخش شد که در این کلیپ عکسهایی از سید جمالالدین اسدآبادی، میرزاکوچک خان، ستارخان و باقرخان، دکتر مصدق، مدرس، بازرگان، آیتا... طالقانی، شهید بهشتی، آیتا... منتظری، شهید رجایی، شهید چمران، دکتر علی شریعتی، امام خمینی(ره) و شهید جهانآرا و تصاویری از ملی شدن صنعت نفت و عکسهایی از بازگشت امام خمینی(ره) به ایران در آستانه پیروزی انقلاب و آزادی خرمشهر و انتخابات خرداد 76 و حوادث 18 تیر 78 و ترور سعید حجاریان پخش شد که این کلیپ با سخنانی از سید محمد خاتمی در خصوص تمجید از میرحسین موسوی پایان یافت.
حدود ساعت 15/19 تقریباً یک ساعت پس از حضور میرحسین موسوی، سیدمحمد خاتمی با شور و هیجان حاضرین وارد سالن شد و مهندس موسوی و زهرا رهنورد به نشان احترام جلوی پای خاتمی بلند شدند و مهندس موسوی در حالی که حاضرین شعار میدادند «درود بر خاتمی سلام بر موسوی» با وی دیدهبوسی کرد.
سید محمد خاتمی سخنران بعدی این مراسم بود که با خواندن این بیت شعر از حافظ «که صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن» سخنان خود را آغاز کرد و در بخشی از سخنانش به این جمله قیصر امینپور اشاره کرد که «چقدر زود دیر میشود».
پس از سخنان خاتمی، مهندس موسوی و زهرا رهنورد هم برروی سن آمدند و پرچمی که هدیه موج سومیها بود به امضای سیدمحمد خاتمی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد رسید. مجری برنامه اعلام کرد که «یک روز بعد از انتخابات 22 خرداد این پرچم به پیروز انتخابات که انشاءا... مهندس میرحسین موسوی است هدیه میشود».
پس از آن یک نوجوان رای اولی به نمایندگی از رایاولیها بالای سن آمد و دو شال سبز رنگ را به شکل نمادین به خاتمی و موسوی هدیه داد که خاتمی این شال سبز را دور گردن موسوی انداخت.
زهرا رهنورد به اصرار حاضرین طی سخنان کوتاهی عنوان کرد که امروز من تمام سلحشوریها از دوره مشروطه تا دوران ملی شدن صنعت نفت تا پیروزی انقلاب اسلامی را در چشمان شما میبینم امیدوارم این سلحشوریها در خردادها و خردادها و خردادها تکرار شود.
پیش از سخنان میرحسین موسوی، مجری برنامه از محمدباقر قالیباف شهردار تهران برای ایجاد زمینههای برگزاری این مراسم تشکر کرد و گفت: «با درایت آقای قالیباف امشب این برنامه در این مکان برگزار شد».
میرحسین موسوی آخرین سخنران این برنامه بود که خطاب به نسل سومیها و حاضرین عنوان کرد: «شما امشب به دلیل احساس عدم امنیت به اینجا آمدهاید؛ همه ما به خاطر یک دغدغه مشترک و برای یک هدف واحد در اینجا جمع شدهایم؛ نگرانی ما از یک جنس است، نگرانی همه ما برای ایران، انقلاب و اسلام است».
موسوی در بخش دیگری از سخنانش گفت: «کافی نیست که در این کشور فقط دولت امنیت داشته باشد؛ باید آدمها امنیت داشته باشند».
بخشی از سخنان این کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری دهم که به عملکرد صدا و سیما اشاره داشت و عنوان میکرد که حق مردم این است که به دنبال انتخاباتی باشند که در آن بیم تقلب و نفوذ و دستکاری نباشد؛ انتخاباتی که رسانههای محدود کشور در اختیار یک فرد و یا جناح قرار نگیرد با این شعار حاضرین همراه شد که «نصر من ا... و فتح القریب مرگ بر این دولت مردم فریب» و «صدا و سیمای ما اصلاح باید گردد».
موسوی در بخش آخر سخنان خود گفت: «ذوق هنری و ادبی خاتمی را ندارم که به آن زیبایی برای شما شعر خواند؛ اما تنها میگویم شانس ما در با هم بودن و همه گیر کردن این جمع در سراسر کشور است و این آخرین وسیله برای ماست».
در پایان این مراسم تابلوی نقاشی از سوی موج سومیها به میرحسین موسوی اهدا شد که برروی این تابلو تصویری از دماوند، پرچم ایران و میرحسین موسوی کشیده شده بود.
مقامات امور بهداشت آمریکا تا کنون ۲۰ مورد ابتلا به آنفلوانزای خوکی در این کشور را تأیید کردهاند. از این تعداد، ۸ مورد دانشآموزانی از یک دبیرستان خصوصی در شهر نیویورک هستند که برخی از آنها چندی پیش به مکزیک سفر کرده بودند. در پی اعلام وضعیت اضطراری، شهروندانی که علائم سرماخوردگی را احساس میکنند، مورد آزمایش قرار خواهند گرفت.
به گفته جان برنان مشاور رئیسجمهور، باراک اوباما با اعلام نگرانی خود از احتمال گسترش ویروس آنفلوانزای خوکی در آمریکا، خواستارارائه راهکاری بسیار فعال و موثر برای مقابله با شیوع احتمالی این ویروس شده است.

تعطیلی مدارس و مکانهای پر رفتوآمد در مکزیک
Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: در مکزیکوسیتی حتی کلیساها هم تعطیل شدهاند ویروس آنفلوانزای خوکی که از خوک به انسان سرایت میکند نوع تازهای از این ویروس است که بزرگسالان سالم و جوان را در مکزیک مبتلا کرده است. سخنگوی سازمان جهانی بهداشت توماس آبراهام میگوید:«نگرانی ما در مورد گسترش این ویروس این است که به نظر میرسد این ویروس از انسان به انسان منتقل میشود.»
در مکزیک تا کنون بیش از ۱۳۰۰ نفر در اثر ابتلا به ویروس آنفلوانزای خوکی تحت درمان قرار گرفتند که ۸۶ نفر از این تعداد، جان خود را از دست دادند. در پی گسترش این ویروس، دولت مکزیک تمامی مدارس پایتخت ۲۰ میلیونی این کشور و حومه آن را تا ۱۶ اردیبهشت ماه (۶ ماه مه) تعطیل کرده است. همچنین برای جلوگیری از شیوع بیماری مکانهای پر رفت و آمد و عمومی مانند کافهها، کلوپهای شبانه، موزه، تئاتر و استادیومها تا اطلاع ثانوی تعطیلاند.
هراس از همهگیری جهانی، کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به مکزیک
به گزارش سازمان جهانی بهداشت، خوکها و پرندگان در همهگیر شدن ویروس آنفلوانزا در قرن گذشته نقش داشتهاند. اپیدمی آنفلوانزا در بهار سال ۱۹۱۸ میلادی، حدود ۵۰ میلیون نفر در سراسر جهان قربانی گرفت. این اپیدمی ۲۵ درصد جمعیت آمریکا را مبتلا کرد و به گزارش کتاب"تاریخچه آنفلوانزای ۱۹۱۸" عوارض آن در عرض یک سال ۱۲ سال از میانگین طول عمر کسانی که جان سالم به در بردند، کم کرد.
در پی گسترش آنفلوانزای خوکی در مکزیک که عوارض آن به ویروس "نوع آ" آنفلوانزا شباهت دارد، سازمان جهانی بهداشت جهانی اعلام کرد که از احتمال همهگیری جهانی این ویروس، نگران است. بانک جهانی نیز اعلام کرد مبلغ ۲۰۰ میلیون دلار برای مقابله با گسترش ویروس آنفلوانزای خوکی در اختیار مکزیک قرار خواهد داد.
نگرانی مقامات بهداشتی کشورهای آسیایی
در آنسوی دنیا در نیوزلند، ۱۰ دانشآموزی که از مسافرت به مکزیک بازگشتند به این ویروس مبتلا شدهاند. البته به گزارش مقامات بهداشتی نیوزلند، بیماری هیچ کدام از دانشآموزان سنگین نیست و به نظر میرسد همگی رو به بهبود هستند. با این حال مقامات بهداشتی کشورهای آسیایی در پی احتمال شیوع این بیماری در نیوزلند، در حالت آمادهباش به سر میبرند.
به گزارش سازمان جهانی بهداشت موارد مشکوکی نیز در اسراییل گزارش شده است. مقامات بهداشتی کانادا نیز برای نخستین بار ۴ مورد ابتلا به این بیماری در کانادا را تأیید کردند. در اروپا، به گزارش کمیسیون اتحادیه اروپا تا کنون هیج موردی گزارش نشده است اما قرار است تمامی مسافرانی که از مناطق آلوده به اروپا سفر میکنند، در فرودگاه معاینه شوند.
به گزارش فردا از لندن، در پی شیوع گسترده آنفولانزای خوکی در جهان و افزایش تلفات آمار آن، بنابر تصمیم اتخاذ شده در جلسه کارشناسان ویژه سازمان بهداشت جهانی در ژنو سوئیس، درجه هشدار و احتمال ابتلا به این بیماری از درجه 3 به درجه 4 ارتقا یافت.
جدول مورد استفاده سازمان بهداشت جهانی خطر گسترده بیماری های واگیردار در سطح جهانی را از 1 تا 6 درجه بندی کرده است که هشدار درجه 6 به معنی قابلیت انتقال سریع عامل یک بیماری و انتشار آن در دست کم دو منطقه در جهان است.
با توجه به اینکه در هر ساعت، حدود نیم میلیون نفر در جهان مشغول سفر هوایی هستند، زمینه بسیار مناسبی برای شیوع این بیماری جدید وجود دارد.
به نوشته بی بی سی، آنفولانزای خوکی، بیماری است که خوک ها آن مبتلا شده ولی بدلیل تشابه ساختار بدن انسان با خوک، انسان ها نیز به آن دچار می شوند.
راه انتقال این بیماری از طریق هوا و مجرای تنفسی است.
گفتنی است که این بیماری ارتباطی با تماس نزدیک به خوک و یا حتی خوردن گوشت خوک در کشورهای غربی ندارد؛ از این رو احتمال شیوع آن در دیگر نقاط جهان نیز منتفی نیست.
چگونه مراقبت کنیم؟
آنفولانزای خوکی همانند دیگر انواع سرماخوردگی می باشد؛ به شدت توصیه می شود که مکررا دست های خود را به خوبی با آب و صابون و یا هر ماده تمیز کننده استاندارد دیگری بشوئید.
تا کنون، تحقیقات در مورد نحوه انتقال این ویروس تکمیل نشده است؛ با این حال از هرگونه تماس با افرادی که سرما خورده اند جلوگیری کنید.
تنها راه جلوگیری از سرایت این بیماری، انجام و تشدید مراقبت های لازم است.
علائم
این آنفولانزا همانند دیگر سرماخوردگی، همراه با سردرد، گلودرد،کوفتگی عضلانی، درد مفاصل، تب و لرز و گاها تهوع و اسهال می باشد.
این بیماری در صورت اقدام به موقع، قابل درمان است و سازمان بهداشت جهانی نیز داروی «تامی فلو» را برای آن تا کنون پیشنهاد کرده است.
به نوشته گاردین، مرکز این بیماری در مکزیک بوده است و عمده افرادی که از مکزیک بازگشته آن، تحت مراقبت قرار گرفته اند.
152 کشته، موارد مشکوک فزاینده
تا کنون، 1995 نفر در مکزیک مشکوک به این بیماری هستند که 26 نفر آنان به طور قطعی آنفولانزای خوکی گرفته اند. 152 نفر نیز در مکزیک جان خود را از دست داده اند.
هم چنین 3 نفر در گواتمالا،12 نفر در کلمبیا، 1 نفر در پرو،2 نفر در برزیل، 8 نفر در شیلی، 1 نفر در آرژانتین در میان کشورهای آمریکای لاتین، مشکوک به آنفولانزای خوکی هستند.
در ایالات متحده آمریکا نیز 17 نفر تحت مراقبت هستند و 64 نفر به آن مبتلا شده اند. 6 نفر نیز در کانادا به این مریضی گسترده دچار شده اند.
در انگلستان نیز 2 نفر قطعا آنفولانزای خوکی گرفته و 21 نفر تحت مراقبت هستند.
در میان دیگر کشورهای اروپایی نیز، 4 نفر در ایرلند، 5 نفر در فرانسه، 40 نفر اسپانیا، 1 نفر در یونان، 12 نفر در دانمارک، 13 نفر در سوئد، 5 نفر در چک، 5 نفر در آلمان در قرنطینه به سر می برند.
هم چنین 2 نفر نیز در اسپانیا آنفولانزای خوکی گرفته اند.
دو نفر نیز در سرزمین های اشغالی به این مرض مبتلا شده است و یک نفر تحت مراقبت به سر می برد.
111 نفر نیز در استرالیا مشکوک هستند. 11 نفر نیز در نیوزیلند به این آنفولانزای گسترده دچار شده اند و 43 نفر نیز به آن مشکوک هستند.
در مجموع تا کنون، آنفولانزای خوکی به 21 کشور سرایت کرده است.
در عین حال، برخی از کارشناسان گفته اند که توجه به کسانی که نشانه های آنفلوآنزای خوکی را نشان می دهند چندان فایده ای در جلوگیری از شیوع این بیماری ندارد زیرا این عوارض آنفلونزای خوکی مدتی پس از ورود ویروس عامل بیماری به بدن شخص مبتلا، قابل مشاهده و تشخیص است.
اقدامات بعمل آمده
اکثر فرودگاه های جهان به ایجاد قرنطینه اجباری روی آورده اند.
به گزارش فردا از بی بی سی، در آلمان، اقداماتی برای معاینه مسافران مظنون به ابتلای به آنفلوآنزای خوکی در فرودگاه بین المللی فرانکفورت به اجرا گذاشته شده و فرانسه نیز تدابیر مشابهی را در فرودگاه شارل دوگل اتخاذ کرده است.
کشورهای شرق آسیا، که مراکز اصلی بروز بیماری های سارس و آنفلوآنزای مرغی در سال های اخیر بوده اند، به خصوص در مورد شیوع آنفلوآنزای خوکی احساس نگرانی می کنند و هشدارهای سازمان بهداشت جهانی را به دقت مورد توجه قرار داده اند.
سنگاپور، تایلند، ژاپن و فیلیپین با استفاده از دماسنج های مخصوص، مسافرانی را که از منطقه آمریکای شمالی به این کشورها وارد می شوند تحت معاینه قرار می دهند و کره جنوبی و اندونزی نیز گفته اند همین شیوه را به کار خواهند گرفت.
هنگ کنگ و تایوان، همراه با روسیه، اعلام کرده اند که مسافران بازگشتی از مناطق آلوده را در قرنطینه قرار می دهند و دولت چین نیز از کسانی که ظرف دو هفته اخیر دارای عوارض بیماری آنفلوآنزا بوده اند خواسته خود را به مراکز درمانی معرفی کنند.
درهمین رابطه، باراک اوباما رییس جمهوری امریکا نیز ضمن ابراز نگرانی از شیوع این بیماری خواستار مقابله هرچه سریعتر برای جلوگیری از همه گیرشدن ویروس آنفولانزای خوکی شد.
خوش بختانه تا کنون، موردی از این بیماری در کشور ما گزارش نشده است؛ با این وجود و با توجه به شیوع گسترده آن، طبیعی است که مسئولان بهداشتی کشور همانند مورد آنفولانزای مرغی، تدابیر لازم را اندیشیده اند.
دكتر جمشيد رزم يار، معاون بهداشت، آموزش و توسعه سازمان نظام دامپزشكي در گفتگو با خبرنگار موج، ضمن اعلام اين مطلب و در توضيح ابتلا به اين بيماري گفت: ويروس آنفلوانزاي خوكي به صورت عادي انسان را مبتلا نميكند و فقط بين خوكها در گردش است. اين بيماري، از راه تنفس و خوردن گوشت خام خوك به انسان منتقل ميشود. تغييراتي كه هر 100 سال يك بار در اين ويروس ايجاد ميشود، ابتلاي انسانها به اين بيماري را به دنبال دارد.
وي گفت: اين ويروس در رده بندي موجودات، ويروسي ضعيف بوده و به جاي RNA، DNA دارد.
تغيير در اين دسته از ويروسها بسيار زياد است.
رزم يار با اشاره به وجود 8 قطعه در بدن اين ويروس خاطر نشان كرد: در صورت ابتلاي خوك به دو نوع از متفاوت از اين ويروس، امكان جابجايي در 8 قطعه وجود دارد كه نتيجه آن، ايجاد ويروسي جديد است.
وي زمان شيوع اين بيماري در آمريكا را زمستان و پاييز اعلام و تصريح كرد: بسته به نوع تغييرات اين ويروس، فاز هشدار سازمان بهداشت جهاني تغيير ميكند. در صورتي كه ويروس باعث ابتلاي انسان شود، فاز 5 هشدار به وسيله سازمان بهداشت جهاني اعلام خواهد شد.
معاون بهداشت، آموزش و توسعه سازمان نظام دامپزشكي با اشاره به شيوع اين بيماري در سال 1918 گفت: در آن زمان، هشدار سازمان بهداشت جهاني به فاز 6 و 7 نيز رسيد. در آن مقطع، 500 ميليون نفر به اين بيماري مبتلا شدند و 500 هزار نفر جان خود را از دست دادند.
وي احتمال تكرار وضعيت بحراني در حال حاضر را بسيار ناچيز دانست و اظهار داشت: در حال حاضر، 367 مورد آنفلوانزاي تاييد شده داريم كه در 13 كشور جهان ثبت شده است. از اين تعداد،141 مورد در آمريكا و 156 مورد در مكزيك كه يك نفر در آمريكا و 9 نفر در مكزيك تا كنون جان خود را از دست دادهاند. در اتريش، چين، هنگ كنگ، دانمارك، هلند و سوئيس نيز تنها يك مورد ابتلا مشاهده شده است. در انگلستان 8 مورد، اسپانيا 13 مورد، كانادا 34 مورد، نيوزلند 4 مورد، فلسطين اشغالي 2 مورد و آلمان 14 مورد ابتلاي بيماري مشاهده شده كه 10 مورد مرگ را به همراه داشته است.
رزم يار نزديك شدن به فصل گرما را عامل موثر در كنترل بيماري دانست و خاطر نشان كرد: اين ويروس به گرما مقاوم نيست و احتمال تكرار وقايع سال 1918 وجود ندارد.
وي با اشاره به احتمال ورود اين ويروس به ايران به دليل گسترش بيماري به كشورهاي آسيايي افزود: در ايران پرورش خوك وجود ندارد، به همين دليل سيستم ايمني در بدن براي مقابله با ويروس وجود ندارد. البته، ايمني در برابر اين ويروس صد در صد نيست.
معاون بهداشت، آموزش و توسعه سازمان نظام دامپزشكي به هموطنان توصيه كرد: در صورت مشاهده علائم آنفلوانزا در افراد، از تماس با بيمار خودداري كرده و از بيمار در اتاق جداگانه نگهداري كنند. از مراجعه به اماكن شلوغ پرهيز كرده و دستها و صورت خود را چندين بار در طول روز با آب و صابون شستشو دهند. همچنين توصيه ميشود در زمان عطسه و سرفه حتما از دستمال استفاده كنند.
به گزارش فارس، در مقالهاي كه در پايگاه خبري پريزن پلنت (PrisonPlanet) منتشر شده است با اشاره به آنفلونزاي خوكي در جهان آمده است: شواهدي وجود دارد مبني بر اينكه آنفلونزاي خوكي مكزيك نوعي سلاح بيولوژيكي است. البته هنوز زود است كه در اين مورد به نتيجه قطعي دست يافت. سازمان بهداشت جهاني و دولت آمريكا اين ادعاها را سريعا تكذيب كردهاند.
وي با تاكيد بر اينكه "آنفلونزاي خوكي " نوع جديدي از ويروس ميباشد كه از ادغام ويروس انساني، مرغي و خوكي بدست آمده است "نوشت: تاكنون هيچ موردي از ابتلاي خوكها به ويروس آنفلونزاي نوع A گزارش نشده است.
بر اساس گفتههاي يكي از منابع "وين مدسن "، از مقامات سابق سازمان امنيت ملي، "يكي از دانشمندان ارشد سازمان ملل، كه شيوع ويروس مهلك "ابولا " در آفريقا، و قربانيان ويروس ايدز را بررسي كرده است، اعلام كرده كه ويروس آنفلونزاي نوع A (H1N1) داراي برخي "بردارهاي " تبديلي است كه نشان مي دهد اين نوع از آنفلونزا در تأسيسات نظامي و بعنوان نوعي اسلحه بيولوژيكي توليد شده اند.
مدسن ادعا ميكند كه منبع وي، و منبعي ديگر در اندونزي، "متقاعد شدهاند كه توليد نوع انساني اين ويروس منجر به شيوع اين بيماري در مكزيك و بخشهايي از آمريكا شده است. اين امر مي تواند منجر به شيوع جهاني اين ويروس شود و تأثيرات فاجعه باري را براي مسافرتها و تجارت داخلي و بين المللي در پي داشته باشد. "
در اين گزارش آمده است: هنوز خيلي زود است كه اين فرضيه را بپذيريم. بايد در نظر داشته باشيم كه تلفات اين بيماري در مقايسه با بيماري هايي چون مالاريا و سل كه بر اثر فقر در مكزيك بوجود آمده اند و همه ساله صدها و هزاران نفر را مبتلا مي كنند، پايينتر است.
در اين گزارش با تاكيد بر اينكه "تأسيسات فرماندهي پزشكي ارتش آمريكا كه در پادگان دريك قرار دارند، منبع شيوع ويروس سياه زخم در سال 2001 بودند. " مي افزايد: هم اكنون بازرسي هايي در مورد احتمال ناپديد شدن برخي نمونههاي ويروسي از آزمايشگاه اين تأسيسات صورت مي پذيرد، و همين امر منجر شده كه در مورد آنفلونزاي خوكي نيز با ديده شك و ترديد به اين آزمايشگاه هاي نظامي نگريسته شود.
به گزارش وب سايت FrederickNewsPost.Com، "سخنگوي تأسيسات نظامي "ميد " اعلام كرده است كه اداره تحقيقات جنايي در حال بررسي احتمال ناپديد شدن برخي از نمونه هاي ويروسي از "مؤسسه تحقيقات پزشكي بيماري هاي واگيردار ارتش آمريكا "، است. "
در ماه فوريه اين مأسسه مجبور شد كه كار خود را بعلت ثبت نشدن برخي نمونه هاي ويروسي در ليست موجودي آزمايشگاه ها، متوقف كند.
بنابر اين گزارش، بازرسين اداره تحقيقات جنايي ارتش آمريكا در تأسيسات "ميد " در حال بررسي احتمال ناپديد شد نمونه هاي ويروسي از آزمايشگاه هاي ارتش هستند، آزمايشگاه هايي كه در آنها بر روي عوامل بيماري زايي چون ابولا، سياه زخم و طاعون مطالعه انجام مي گرفت.
در اين گزارش تاكيد شده كه با توجه به ترس و وحشتي كه آنفلوانزاي خوكي پديد آورده و همچنين منشأ آزمايشگاهي نوع جديد بسيار ناراحت كننده خواهد بود كه بفهميم نمونه هاي ويروسي ممكن است از همان آزمايشگاه نظامي كه در سال 2001 منشأ سياه زخم شد، ناپديد شده باشند. تحقيقات اف.بي.آي و وزارت دادگستري در سال 2008 آشكار كرد كه بروس ادوارد اروينز، ميكرب شناس، واكسن شناس، و محقق ارشد دفاع بيولوژيكي در "مؤسسه تحقيقاتي بيماري هاي واگيردار ارتش آمريكا " در پادگان دتريك در مريلند مسئول ارسال پاكت هاي حاوي سياه زخم به برخي از نمايندگان كنگره بود.
بعد از اعلام اين موضوع ايروينز دست به خودكشي زد. اين واقعه باعث شد برخي معتقد شوند كه خود اروينز نيز قرباني شده است. علي رغم وجود برخي شرايط مشكوك، جسد وي مورد كالبد شكافي قرار نگرفت. وكيل اروينز معتقد بود كه وي، با شش سال سابقه تحقيقاتي، در مورد پنج مرگ ناشي از ويروس سياه زخم كاملا بي گناه است.
در ابتدا وزارت دادگستري به دكتر "استيون جي هاتفيل " مشكوك شد اما وي از دولت شكايت كرد و مبلغ 5.8 ميليون دلار غرامت دريافت نمود.
مقالهاي در نشريه "نيويورك تايمز " در مورد مرگ اروينز اين سؤال را مطرح كرد كه اگر دكتر هاتفيل در سال 2002 خودكشي مي كرد، چه ميشد؟ آيا بازرسين تحقيقات خود را رها ميكردند و اعلام ميداشتند كه فرد مجرم مرده است؟ "
بعد از واقعه 11 سپتامبر هميشه اين ترس وجود داشته است كه بر اثر حملات بيولوژيكي بيماريهاي واگيردار در همه جا شيوع يابند. بازرسين نسبت به ميزان بالاي مرگ و مير در ميان ميكربشناسان هشدار دادهاند، اين امر ميتواند بيانگر اين باشد كه افراد آگاه در مورد موضوع يكي پس از ديگري حذف مي شوند.
| نگاهي به لزوم آموزش تاريخ علم |
|
|
حسن سالاري
چرا تاريخ علم مهم است؟ براي دانش پژوه تاريخ علم ساده ترين پاسخ به اين پرسش ممكن است اين باشد كه آگاهي از تاريخ علم لذت بخش است. مگر نه اينكه بسياري از افراد به تماشاي فيلم هاي تاريخي مي نشينند و داستان هاي تاريخي مي خوانند، تاريخ علم نيز به عنوان بخشي از تاريخ بشر، لذت بخش و خواندني است. اگر تاريخ علم را بخشي از تاريخ بشر بدانيم، آن گاه بايد بپرسيم آيا خواندن تاريخ جدا از «خواندني بودن» سود ديگري هم دارد يا نه. پاسخ اين پرسش مي تواند راهگشاي ما در رسيدن به پاسخ پرسش نخست باشد.
ما در زمان اكنون زندگي مي كنيم و به آينده مي انديشيم، پس چرا بايد به كندوكاو در گذشته هاي دور بپردازيم؟ گفته مي شود گذشته چراغ راه آينده است و ما با آگاهي از گذشته، اكنون خود را درمي يابيم و با شناخت اكنون خود مي توانيم آينده بهتري پديد آوريم. از بررسي گذشته در مي يابيم جامعه ما در گذشته براي رساندن ما به وضعيت كنوني چه روندي را پيموده و چه عواملي بر اين روند اثر گذاشته و به آن جهت داده است. بنابراين تاريخ گنجينه يي از اطلاعات را در دسترس ما مي گذارد تا با تحليل آنها بتوانيم روند پيشرفت آينده را پي ريزي كنيم.
اكنون پرسش نخست خود را اين گونه مطرح مي كنيم كه آيا تحليل تاريخ علم به پيشرفت علم در آينده كمك مي كند؟ براي پاسخ دادن به اين پرسش كافي است نگاهي گذرا به روند كلي پيشرفت علم در تاريخ چندهزار ساله آن بيندازيم. اكنون بيشتر پژوهشگران تاريخ علم به خوبي از اين حقيقت آگاهند كه مشرق زمين خاستگاه علم غربي است. با پذيرفتن اين حقيقت بايد پرسيد چه عواملي باعث شد دانش از شرق به سوي غرب كوچ كند و در غرب همچنان به پيش رود اما در شرق به سïستي گرايد؟ پاسخ به اين پرسش مي تواند چراغ راه مردم شرق در پي ريزي برنامه پيشرفت علمي خود باشد.
بي گمان تحليل تاريخ علم هر كشور مي تواند برنامه ريزي براي پيشرفت هاي آينده را كارسازتر كند. براي داشتن تحليل درست از دلايل فراز و فرودهاي پيشرفت علمي يك جامعه، نخست بايد بر ميزان اطلاعات خود درباره تاريخ علم آن جامعه بيفزاييم. هرچه پژوهش هاي بيشتر و عميق تري از تاريخ علم داشته باشيم، به اطلاعات بيشتر و در نتيجه به تحليل روشن تري دست مي يابيم. اما اين پژوهش ها نبايد به نوشتن زندگينامه دانش پژوهان پيشين و شرح دستاوردهاي علمي آنها محدود شود، بلكه بررسي زمينه اجتماعي كه علم در بستر آن رشد و نمو كرده نيز بايد در دستور كار باشد. از همين روست كه «جرج سارتن» در آغاز هر فصل از كتاب مقدمه بر تاريخ علم نخست نگاهي به زمينه هاي ديني، فلسفي و فرهنگي هر يك از دوره هاي تاريخ علم مي اندازد.
تاريخ علم علاوه بر ارزشي كه براي برنامه ريزي كلان علمي دارد، مي تواند برنامه هاي آموزشي ما را نيز پربار كند. كارشناسان آموزش علوم پيوسته از ارزش آموزش فرآيند علم (يعني چگونگي توليد يك مفهوم علمي) به جاي انتقال مفاهيم علمي از سوي آموزگاران به دانش آموزان سخن مي گويند. به عبارت ديگر مي گويند به جاي دادن ماهي به دانش آموزان بايد ماهيگيري را به آنها آموزش دهيم. به راستي چه ابزاري بهتر از تاريخ علم مي تواند به دانش آموزان ما چگونگي ماهيگيري در درياي پرسش هاي گوناگون، يعني دانشمند بودن را آموزش دهد؟
آموزش فرآيند علم كه به عنوان «روش حل مساله» شناخته مي شود، با ايجاد پرسش يا طرح مساله براي دانش آموزان آغاز مي شود. دانش آموزان براي حل مساله فرضيه پيشنهاد مي دهند، آزمايش طراحي مي كنند، داده ها را تفسير مي كنند، نظريه خود را پيشنهاد مي دهند و منتقدان را متقاعد مي سازند. اين كار باعث تقويت مهارت هاي فرضيه سازي، تفسير، استدلال و برقراري ارتباط با ديگران مي شود. به علاوه تفكر انتقادي، توانايي كشف مفاهيم علمي و يادگيري مشاركتي را بهبود مي بخشد و جو كلاس معلم محور را مي شكند.
بازسازي پژوهش هاي برجسته دانشمندان بزرگ مي تواند بر گيرايي آموزش علوم به «روش حل مساله» كمك بسيار كند. هنگامي كه دانش آموزان در جايگاهي قرار مي گيرند كه يك دانشمند سال ها پيش با آن روبه رو شده و مساله يي را حل كرده است، كوشش آن دانشمند را بازآفريني مي كنند. آنان با مقايسه كار خود با كار دانشمندان مي آموزند كه چگونه دانشمندان نيز اشتباه مي كنند، با نظرهاي مخالفان روبه رو مي شوند و نظر خود را اصلاح مي كنند. بنابراين آنها دانشمند بودن را در عمل تجربه مي كنند.
با آموزش فرآيند علم به كمك تاريخ علم، دانش آموزان به خوبي درمي يابند علم زنجيره يي از پرسش هاست كه هر پژوهشگري كوشيده است پاسخ بخشي از آن را روشن كند. همچنين مي آموزند كشف علمي به زمان، مكان يا فرد خاصي تعلق ندارد، بلكه حاصل رويدادهاي به هم تنيده يي است كه دانشمنداني در زمان ها و مكان هاي متفاوت در آفرينش آن سهيم بوده اند. خلاصه آنها علم را واقعي تر مي آموزند و براي ايفاي نقش واقعي در اين زمينه آماده مي شوند.
تاريخ علم منبع بي پاياني براي آموزش هاي اخلاقي و مهارت هاي زندگي است. آشنايي با كوشش هاي پيشگامان علم و سختي هايي كه در راه كشف حقيقت هستي متحمل شده اند، مي تواند الهام بخش دانش آموزان و دانشجويان باشد و انگيزه كوشش بيشتر را در آنها ايجاد كند. همچنين مي توان بسياري از اندرزهاي اخلاقي را به طور غيرمستقيم با كمك داستان هاي شيرين تاريخ علم آموزش داد. براي روشن شدن بيشتر اين بحث، در ادامه يكي از داستان هاي واقعي تاريخ علم را مي آوريم.
اين نوشتار را به سخني از جïرج سارتïن به پايان مي رسانيم كه در پاسخ به پرسش «آيا تاريخ چيزي به ما مي آموزد؟» گفت ؛ «تاريخ علم به مردم خواهد آموخت سودمند باشند، كه برادر باشند و يكديگر را ياري كنند. آيا اين كافي نيست؟» (مقدمه بر تاريخ علم، ص2026)
http://mehdizare.net/modules.php?name=Weblog&op=alog&lid=996
آخرين کلمات يک الکتريسين : خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر : فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز : نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار : مطمئنيد که اين آمپول بي خطره؟
آخرين کلمات يک پزشک : راستش تشخيص اوليه ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس : شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک جلاد : ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز : پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار : بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان : ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خونآشام : نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال : نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه سوار : نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه : من يه پرنده ام!
آخرين کلمات يک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...
آخرين کلمات يک غواص : نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد : برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان : کمک نميخوام، همه اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی : قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر : هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک گروگان : من که ميدونم تو عرضه ی شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه : اين آزمايش کاملاً بي خطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه مي دونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟
چيزي كه در مسير رفت و برگشت اين پرواز بسيار قلب من را آزرده كرد، هنگامي بود كه روي نقشه هواپيماي كشور به اصطلاح دوست و مشترك المنافع ما يعني مالزي، نام خليج فارس وجود نداشت و با جسارت تمام نام مجعول بر آن نهاده بودند!

به گزارش واحد مرکزی خبر به نقل از خبرگزاری فرانسه: بر اساس آمار رسمی تاکنون 152 نفر بر اثر این بیماری کشته شده اند که بیشتر آنان مکزیکی هستند .
آنفلوانزای خوکی از طریق یک اسرائیلی ا ز مکزیک به سرزمین های اشغالی هم سرایت کرده است .
هم اکنون این بیماری در مکزیک و امریکا بیشتر شیوع پیدا کرده است .
مکزیکی ها همه رستوران های پایتخت خود را تعطیل کرده اند .
علاوه بر رستوران ها ،سالن های تئاتر و سینما نیز تعطیل شده اند و انتظار می رود این روند تا آخر هفته آینده ادامه داشته باشد.
همچنین همه مدارس و دانشگاه های مکزیکوسیتی فعالیت خود را به حالت تعلیق درآورده اند و به منظور جلوگیری از شیوع ویروس آنفلوانزای خوکی ، ازدحام جمعیت به صورت گروهی نیز ممنوع اعلام شده است.
روسیه ، چین ، اکوادور ، کرواسی ، صربستان ، مونته نگرو نیز واردات گوشت خوک از کشورهای امریکا و مکزیک را لغو کردند .
براساس این گزارش ، مقامات امریکایى روز سه شنبه اعلام کردند احتمال تغییر نام بیمارى آنفلوانزاى خوکى را در دست بررسى دارند زیرا معتقدند این مساله موجب شده است تا برخى از کشورها صادرات گوشت خوک را از امریکاى شمالى ممنوع کنند.
کاخ سفید نیز برای مبارزه با با آنفلوانزای خوکی ، یک و نیم میلیارد دلار بودجه تعیین کرده است .
تاکنون دو نفر براثر این بیماری در امریکا کشته شدند .
دانشجویا انقلابی با هماهنگی با نماینده امام سفارت امریکا را تسخیر کردندهمچنین اشغال سفارت امریکا که در تاریخ سیاسی جهان بیسابقه بود شوک شدیدی را به فضای سیاسی جهان وارد کرده و امریکا در کمال قدرت افکار عمومی ملت خود و کشورهای غربی را به همراه خود داشت.
در تمام مدت بیش از 200 روزی که کارکنان سفارت امریکا اسیر نیروهای انقلاب بودند، کارتر رییس جمهور وقت امریکا به کلی خواب و خوراک خود را از دست داده بود. بعد از جنگ ویتنام این بزرگترین بحران امنیتی برای امریکا بود. حمله یگانهای ویژه سری دلتا میتوانست تسکینی بر آلام همه امریکاییهای تحقیر شده باشد. آنها با اتکا به قدرت نظامی و اطلاعاتی خود طرحی بسیار دقیق برای این عملیات آماده کرده بودند.
امریکا اگرچه تهدیه به حمله نظامی کرده بود اما به دلیل شرایط خاص ابتدای پیروزی انقلاب ملت ایران بی دفاع بود، ارتش هنوز از عناصر ضد انقلاب تسویه نشده بود و نیروهای انقلاب هنوز سازماندهی منسجم برای مقابله با چنین عملیات پیچیدهای را نداشتند.
امریکا در مراحل اولیه حمله به ایران دچار شکست شد.در آن نیمههای شب ملت ایران هیچ مدافعی نداشت بجز لطف حضرت حق و لشگریانی که هیچ کس آن را به حساب نمیآورد. قبل از رسیدن هواپیماها به طبس سه فروند از هلی کوپترها به نوبت دچار نقص فنی شده و مجبور به فرود اضطراری در اطراف کرمان شدند. شنهای بیابان و بادی که هرگز پیش بینی نمیشد نیز به یاری ملت خدایی شده ایران آمد. باد+شن= توفان. این توفان شن ناگهانی در صحرای طبس ترس و وحشت مبهمی که از ساعتی قبل چریکهای ویژه یگان دلتا را در بر گرفته بود تصدیق کرد. آنها به خوبی احساس میکردند که در یک دام ناشناخته افتادهاند. آنها این عملیات را نحس میدانستند و همان لشگر نادیدنی لکه ننگ گروه دلتا را هم برای همیشه به تاریخ امریکا نشاند.

















